روایت فرشتگان نجات

روایت فرشتگان نجات

یاران رفتند...! اعلام کرده بودند که برای یکی از اورژانس های نزدیک اروندرود به سه نیرو نیاز دارند. من، دکتر هاشمی و دکتر قاضی داوطلب و با قرعه کشی انتخاب شدیم. بعد از آن به پست امدادی فاو رفتیم. سنگری که برای این پست انتخاب شده بود، نسبت به سنگرهای ...
روایت فرشتگان نجات

روایت فرشتگان نجات

اگر نمی دوزی، یک کمی گاز بذار! در شوش که بودیم رزمنده ای را آوردند که ترکش خمپاره از پشت به شکمش رفته بود و خونریزی حاد شکمی داشت و من دائما اصرار می کردم که «برای عمل آماده شو! خون در شکمت جمع شده و من باید رو به ...