امدادگر

امدادگر

امدادگررسته من در جبهه، امدادگري بود. ديگر حرف نبود كه به ما نزنند: برادر ترا به خدا حواست به بادگير من باشد، برنداري براي يك تركش ناقابل آن را قيچي قيچي كني! فلاني وقتي ديدي من بي‌حركت روي زمين افتاده‌ام، نگذاري بروي و خيال كني من شهيد شده‌ام، اول نبضم ...
مدت‌ها روده پلاستيكي در بدن داشت

مدت‌ها روده پلاستيكي در بدن داشت

مدت‌ها روده پلاستيكي در بدن داشتاز قول شهيد «كريم آزادي» كه در عمليات بدر زخمي شده و به دنبال آن مدت‌ها روده پلاستيكي در بدن داشت، نقل مي‌كردند كه گفته بود: افتاده بودم روي زمين، آن قدر از بدنم خون رفته بود كه به سختي مي‌توانستم به خودم حركتي بدهم. ...
دهانت بو مي دهد

دهانت بو مي دهد

دهانت بو مي دهددر جريان عمليات كربلاي پنج، تعداد زيادي از دوستان خوب ما به شهادت رسيدند و بعضي زخمي شدند. برادر «عباسقلي شاهرودي» جزو زخمي‌ها بود. وقتي امدادگر آمده بود زخم‌هايش را ببندد، گفته بود: جلو نيا دهانت بو مي‌دهد، حالت تهوع پيدا مي‌كنم. ساير مجروحان كلي خنديده بودند ...
تف كن، تف كن معده‌ات درد مي‌گيرد

تف كن، تف كن معده‌ات درد مي‌گيرد

تف كن، تف كن معده‌ات درد مي‌گيردآتش بازي دشمن كه تمام شد و گرد و غبارها فرو نشست، طبق معمول بلند شديم و آمديم ببينيم تير و تركش شيطنت و شرارت دشمن، دامن كدام نازنين را گرفته. از هر طرف صداي آه و ناله و فرياد كمك كمك بچه‌ها بلند ...
تو هنوز بدنت گرم است

تو هنوز بدنت گرم است

تو هنوز بدنت گرم استخودش خيلي بامزه تعريف مي‌كرد؛ حالا كم يا زيادش را ديگر نمي‌دانم. مي‌گفت تو يكي از عمليات‌ها برادري مجروح مي‌شود و به حالت اغما و از خود بي‌خودي مي‌افتد. بعد، آمبولانسي كه شهداي منطقه را جمع مي‌كرده و به معراج (2) مي‌برده، از راه مي‌رسد و ...
شيران امدادگر

شيران امدادگر

شيران امدادگر امدادگران تنها كساني بودند كه به جهت نوع مسئوليتشان آخرين دقايق را با شهدا بوده و بسياري از شهدا در آغوش ايشان جان مي‌دادند، از اين حيث احترام خاصي بين بچه‌ها داشتند. هر كس سراغ گمشده خود را مي‌گرفت و آنقدر نشاني مي‌داد تا بلكه يكي او را ...
راضي به زحمت غير نبودن

راضي به زحمت غير نبودن

راضي به زحمت غير نبودندر جبهه آنچه براي بچه‌ها از جانشان عزيزتر مي‌نمود آرامش جسم و روح دوستانشان بود. بدين ترتيب كه حتي حاضر نبودند از مشكلات و بيماري خود نزد آنان حرفي بزنند مبادا دوستانشان افسرده خاطر شوند. گاهي مي‌ديديم برادر مجروحي زخم خويش را پنهان كرده و با ...
اول زخم اسير

اول زخم اسير

اول زخم اسير وقتي مجروحان ما را همراه با اسراي زخمي به اورژانس و پست امداد مي‌بردند و هر دو در حال خونريزي بودند و وضع وخيمي داشتند، بسيار پيش مي‌آمد كه برادران مجروح، با امدادگران بحث مي‌كردند كه اول زخم اسير را ببندند بعد به سراغ ايشان بيايند.---------------منبع: ...
كسالت به جاي خود و عبادت به جاي خود

كسالت به جاي خود و عبادت به جاي خود

كسالت به جاي خود و عبادت به جاي خودهمچنان كه بيماري، بهانه هيچ كوتاهي و كاستي در كار و وظايف شخصي بچه‌ها نبود، به عبادات و انجام فرايضشان هم لطمه‌اي نمي‌زد. مثلاً نماز شب بچه‌ها با وجود بدحالي و بيماري، ترك نمي‌شد؛ اگرچه به خواندن سه ركعت نافله «شفع و ...
رحمت تب و رياضت در جراحت

رحمت تب و رياضت در جراحت

رحمت تب و رياضت در جراحتهر كس و هر چيزي كه باعث ارتباط بيشتر با خدا بود، عزيز بود؛ حتي درد و رنج و بيماري و جراحت. از اين جهت، بچه‌ها موقع مريضي براي اين كه خدا موجباتي فراهم كرده تا آنها بيشتر به ياد او باشند و حضرتش را ...