شمربن‌ذي‌الجوشن

شمربن‌ذي‌الجوشن

شمربن‌ذي‌الجوشنمواد شيميايي، ميكروبي، راديواكتيويته كه سه حرف اختصار آن «ش. م. ر» است و سر هم مي‌شود شمر.---------------منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران ...
براي بابايم گريه كنيد

براي بابايم گريه كنيد

براي بابايم گريه كنيدتعاون بوديم، ستاد تخليه شهدا. جمع و جور كردن و بسته‌بندي و ترتيب انتقال بچه‌ها با ما بود. جيب‌هايشان را مي‌گشتيم و هر چه بود در پلاستيكي جمع مي‌كرديم و همراه تابوت مي‌فرستاديم. يك بار يكي از جنازه‌ها توجه‌مان را جلب كرد و حساس شديم كاغذي را ...
داروهاي گياهي

داروهاي گياهي

داروهاي گياهيتوجه به داروهاي گياهي به غير از بيماري‌هاي مزمن، در مقايسه با داروهاي شيميايي بالنسبه بيشتر بود، خاصه داروهايي که در طبيعت يافت مي‌شد، مثل برگ درختان «اوکاليپتوس» در منطقه انديمشک و اهواز. رزمندگان اين را در ظرف آبجوش مي‌ريختند و فضاي چادرها و سنگرها را موقع خواب ضدعفوني ...
اشتغال در بيماري

اشتغال در بيماري

اشتغال در بيماريزماني که بيماري در بدن يکي از نيروها جاخوش مي‌کرد و دست از سرش برنمي‌داشت بچه‌هاي بيمار خود چاره‌اي مي‌انديشيدند، يعني در جايي که ديگر ضعف قوا نمي‌داد مرد ميدان نبرد باشند، به وظايف خدماتي و سرويس‌دهي به برادران رو مي‌آوردند، در آشپزخانه، تسليحات و هر کجا که ...
فرشته نجات

فرشته نجات

فرشته نجاتدر آن هنگامه جنگ و شدت آتش و وسعت جبهه، آمبولانس در نجات محرومين، مصدومين و انتقال به موقع آنها به چادرهاي اورژانس مستقر در منطقه عملياتي، حكم فرشته‌هاي نجاتي را داشت كه در خط، رفت و آمد مي‌كرد. ---------------منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران ...
عيادت و پرستاري

عيادت و پرستاري

عيادت و پرستاري عيادت از بيمار در جبهه محدود به حدودي نبود. كافي بود بفهمند دوستي، برادري، بچه محلي حالش خوش نيست و مدتي است كه بيمار است. بلند مي‌شدند چند نفري از يگان خود راه مي‌افتادند و مي‌آمدند سراغش. طول راه و زمان رفت و برگشت هم در شرايط ...
مسكن سنگر

مسكن سنگر

مسكن سنگربرادري بود دانشجوي رشته پرستاري. در ميان كانال، وظيفه نگهداري از همة مجروحان با او بود. غير از پانسمان كردن و شستشوي زخم، از انجام ندادن بقيه امور به خاطر نداشتن وسيله، هميشه شرمنده بود. از حواشي و متن چفيه و لباس و تن‌پوش شهدا و مجروحان باند درست ...
پاس دادن امدادگر به هم

پاس دادن امدادگر به هم

پاس دادن امدادگر به همگردوغبار كه فرو مي‌نشست، سروصدا كه مي‌خوابيد و سكوت همه جا را فرا‌مي‌گرفت، وقت آن بود كه هر كس مي‌توانست از جايش بلند شود و سراغ بچه‌ها را بگيرد. غير از آنها كه «پريده بودند‌» و رفته بودند و تنها پروپوش سوخته‌شان بر خاك ريخته بود، ...
آب اروندرود

آب اروندرود

آب اروندرودآب‌گوشت؛ اسمي بي‌مسما براي غذايي كه گوشت آن در شرايطي، مفقودالاثر بود! هر چه بود و به چشم مي‌آمد؛ مثل اروند، آب بود و آب، آبي بي‌رنگ و لعاب و بي‌بو و خاصيت. از اين‌رو، به جوينده و البته نايابنده آن نسبت «غواص» مي‌دادند و به آنچه احياناً به ...
امدادگران

امدادگران

امدادگرانامدادگران، همان كساني كه به شوخي و جدي شب عمليات و سر بزنگاه غيبشان مي‌زند! خودشان را گاهي خيلي براي بچه‌ها لوس مي‌كردند. شعارشان هميشه اين بود كه وقتي سرپا و سالم هستيد، به داد امدادگران برسيد تا موقع از پا افتادن و زخمي شدن در ظلمت شب‌هاي عمليات، به ...