کلام

کلام

کلامدر عمليات كربلاي 5 امدادگر بودم. در همين عمليات دو مجروح را ديدم كه بر زمين افتاده بودند. بالاي سر يكي از آنها رفتم كه هفت تركش خورده بود. خواستم زخم‌هايش را ببندم كه ديدم با چشمانش به برادر مجروح ديگر اشاره مي‌كند و منظورش اين است كه برو به ...
لودر باوفاي عراقي

لودر باوفاي عراقي

لودر باوفاي عراقي نيمه شب بود. گردان مهندسي جهاد تهران را به فاو فرا خوانده بودند. روز دوم آزادسازي شهر فاو بود. وقتي به فاو رسيديم هوا روشن شده بود. هنوز خستگي راه از تنمان درنيامده بود كه ناگهان هواپيماهاي عراقي سررسيدند و گردان ما را زير آتش گرفتند. غافلگير ...
ماسك قرمه سبزي

ماسك قرمه سبزي

ماسك قرمه سبزيايام عمليات والفجر هشت به اتفاق جهادگران فيروزكوه در منطقه فاو مستقر شده بوديم. آن روزها عراق خيلي شيميايي مي زد كه بوي گاز شيميايي به بوي قرمه سبزي شباهت داشت. يك روز نزديك ظهر در حال وضو گرفتن بوديم كه ماشين غذا آمد و بوي خوش قرمه ...
آخرين پيام

آخرين پيام

آخرين پيام رگبار گلوله هاي آتشين دشمن يك لحظه سنگرسازان بي سنگر را آرام نمي گذاشت. رضا روزپيكر با آن جثه كوچكش در اتاقك بلدوزر گم شده بود. او بدون اعتنا به باران سرب, دل زمين را مي شكافت و خاك ها را روي هم مي انباشت. رضا و آن ...
آبكش

آبكش

آبكشكسي كه بدن او مثل آبكش سوراخ سوراخ بود، جاي سالم در بدن نداشت. هر چه جاي زخم و جراحت و تير و تركش بود. ---------------منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران ...
لعل شهيد

لعل شهيد

لعل شهيدجنازة دوست شهيدم بين نيروهاي خودي و عراقي مانده بود. داوطلب شدم كه جنازه را عقب بكشم. سيم تلفن زياد داشتيم، سيم را به كمرم بستم و مسافتي را سينه‌خيز رفتم. قبلاً برادران برانكارد را به سيم بسته بودند. وقتي به جاي امني كه تلي از خاك‌داشت، رسيدم، جنازه ...
گاز و چراغ و سنگر

گاز و چراغ و سنگر

گاز و چراغ و سنگربراي اين كه گاز شيميايي وارد سنگر نشود، كف سنگر را پايين‌تر از سطح زمين قرار داده و ورودي آن را با استفاده از جعبه مهمات بسيار كوچك ساخته بوديم. شب‌ها چراغ خوراك‌پزي را در دالان منتهي به سنگر (تركش‌گير سنگر) قرار مي‌داديم و فتيله آن ...
نخ و سوزن خياطي

نخ و سوزن خياطي

نخ و سوزن خياطيدر عملياتي، صورت يكي از برادران زخم عميقي برداشته بود. دوست بسيجي ديگري با نخ و سوزن خياطي صورت او را بخيه زد و تا حدود زيادي مانع از خونريزي‌ها شد.---------------منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران ...
موتور پياده كردن

موتور پياده كردن

موتور پياده كردنتركش به شكم خوردن و دل و روده بيرون آمدن. مي‌گفتند: موتورش را پياده كردند؛ يعني دل و روده‌اش را بر اثر تركش بيرون آوردند. ---------------منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران ...
خدا را شكر كه به چشمش نخورده

خدا را شكر كه به چشمش نخورده

خدا را شكر كه به چشمش نخوردهمي‌گفت: فكر نكنيد دل ما از سنگ است، نه، ما هم عواطف داريم، احساسات داريم؛ اما آن جا محل اين حرف‌ها نيست. شب عمليات، فقط بايد به قلع و قمع كردن دشمن فكر كنيد. اين كه دوستم زخمي شده، همسنگرم در حال شهادت است، ...