یادی از طبیب میدان شهید دکتر حسین زکریا

یادی از طبیب میدان شهید دکتر حسین زکریا

در همان ابتدای کار با بمب‌های شیمیایی دشمن مجروح شد اما او مرد راه بود و بعد از مداوا دوباره پا به میدان گذاشت درس پزشکی را در میدان جنگ بارها و بارها دوره کرد لحظه ها برای نجات جان مجروحان غنیمت بود و حسین قدر لحظه ها را ...
پیام تسلیت

پیام تسلیت

موسسه بهداری رزمی دفاع مقدس و مقاومت درگذشت سردار سرافراز، سرلشکر بسیجی، دکتر سیدحسن فیروزآبادی ریاست سابق ستاد کل نیروهای مسلح را که در طول زندگی پربار خود خدمات ارزنده ای در پاسداری از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی داشته‌اند تسلیت عرض می نماید....
امضاء تفاهم نامه همکاری های علمی و پژوهشی

امضاء تفاهم نامه همکاری های علمی و پژوهشی

[foogallery id="37249"] به منظور گسترش همکاری های علمی پژوهشی در راستای نیاز سنجی، تعیین اولویت و اجرای پروژ های علمی و پژوهشی، یافتن راهکارهای علمی و تدوین دستور العمل های لازم، برگزاری همایش ها و میز گردهای تخصصی، حمایت از پایان نامه ها و استفاده از توانمندی های علمی و ...
الگوی تمام نسل ها قسمت ۱

الگوی تمام نسل ها قسمت ۱

ارائه خدمات امدادی درمانی در اورژانس شهر بستان بعد از عملیات طریق القدس ...
دکتر سید محمدرضا کلانتر معتمدی جراح دوران دفاع مقدس :

دکتر سید محمدرضا کلانتر معتمدی جراح دوران دفاع مقدس :

وقتی خود را در کنار مجروحینی میبینم که برای دفاع از اسلام با چه شور و شوقی رفتند خود را در مقابل آنها کوچک حساب می کنم روز پزشک گرامی باد ...
میخواهم مثل آقایم سیدالشهدا تشنه بمیرم…

میخواهم مثل آقایم سیدالشهدا تشنه بمیرم…

خاطره دکتر امیر بهرامی از اورژانس عملیات مسلم بن ...
یادی از طبیب میدان شهید دکتر سهراب داداش نیالهی

یادی از طبیب میدان شهید دکتر سهراب داداش نیالهی

نامش سهراب و سهراب قطعاً نام کسی است که از سرزمین آب آمده و نسبتی با خون و خطر دارد ...
صدای نخستین شهید مدافع حرم از جامعه پزشکی

صدای نخستین شهید مدافع حرم از جامعه پزشکی

محمد حسن قاسمی از لحظه عملیات: دور تا دور بیمارستان صحرایی ما همه دست دشمنه هر لحظه ممکنه قیچی بشیم ...
روایت فرشتگان نجات

روایت فرشتگان نجات

[foogallery id="36774"] شما چطوری این کارها رو می‌کنین؟!!! بعضی روزها زخمی‌هایی می‌آوردند که به خاطر جراحاتشان، حالت تهوع داشتند. زیر دهانشان،‌ ظرف رسیور می‌گرفتیم تا لباس و تختشان کثیف نشود. وقتی بالا می‌آوردند، ظرفی را که کنار دهانشان گرفته بودیم،‌ پایین می‌گذاشتیم و دور دهانشان را با دستمال تمیز می‌کردیم. ...
روایت فرشتگان نجات

روایت فرشتگان نجات

[foogallery id="36899"] در روزهای اول اسارت، بچه‌ها زیاد خواب می‌دیدند و هر کس خوابش را به گونه‌ای تفسیر می‌کرد. روزی در محوطه اردوگاه به شخصی برخوردم که برق چشمانش مرا به خودش جذب کرد. از او اسمش را پرسیدم. گفت: «من یدالله شورابی هستم، اهل شوراب سبزوار» بلافاصله پرسیدم: «شما ...