گفت‌وگو با دکتر سيد محمدرضا کلانتر معتمدي عضو تيم اضطراري پزشکي دفاع مقدس

گفت‌وگو با دکتر سيد محمدرضا کلانتر معتمدي عضو تيم اضطراري پزشکي دفاع مقدس

بسم ‌الله الرّحمن ‌الرّحيم

 

دفاع مقدس پر از ابداع است.
دکتر سيدمحمدرضا کلانتر معتمدي عضو تيم اضطراري پزشکي دفاع مقدس و استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي همزمان با سالروز آزادسازي خرمشهر در گفتگوي مشروح با خبرگزاري مهر به بازگويي فعاليت گروه جراحان دفاع مقدس پرداخت.

سپيدي موي دکتر کلانتر خاطره روزهايي را بازگو مي کند که در ميان هجمه آتش و خون و در زير سنگرهاي بتوني بيمارستان صحرايي کارد جراحي او درد از تن رزمندگان مي رهانيد. روزهاي همگامي ملتي که حتي خستگي را به مرخصي مي فرستادند تا بيشتر در خط آتش بمانند.

دکتر کلانتر در گفتگو با گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاري مهر با اشاره به مسائلي که در آن زمان وجود داشت از تکنيک هاي جراحي سخن گفت که پس از پايان جنگ به عنوان دستاوردهاي جراحي ايران در تروما و حوادث مورد استقبال جامعه جراحان بين‌المللي و به ويژه جامعه جراحان آمريکا قرار گرفت.

برخي مطرح مي کنند که پزشکي ايران و پيشرفتهاي آن مديون دفاع مقدس است، حتي تکنيکهاي جديد جراحي را هم مديون دفاع مقدس مي دانند. شما به عنوان يکي از جراحان کشور در زمان جنگ از چه تکنيکهاي خاصي بهره مي گرفتيد؟

– دکتر سيدمحمدرضا کلانتر معتمدي: به گفته حضرت امام (ره) يکي از مواهب جنگ براي ما اين بود که ما احساس کرديم بايد روي پاي خود بايستيم. جنگ به ما آموخت که بايد پيروز باشيم.

تيم اضطراري پزشکي برخلاف نيروهاي رزمنده که براي هر حمله اي با روش و شيوه خاصي که از قبل طراحي شده بود عمل مي کردند در مواقع اضطراري و عمليات ها وارد عمل مي شد. از من خواسته شده بود يک تيم اضطراري را طراحي کنم که هر زمان که قرار بود حمله اي صورت گيرد اين تيم آمادگي داشته باشد. ضمن اينکه دلگرمي براي رزمندگان باشد.
جنگ در اوايل انقلاب بود و ما آن زمان از نظر پزشکي خيلي عقب مانده بوديم. با اينکه پزشکان ما افراد شايسته و بايسته اي بودند اصلاً با مجروحان جنگي آشنايي نداشتند. همه اعمال جراحي که انجام مي شد بر روي بيماران معمولي بود و تصادفات اتومبيل هم آن قدر محدود بود که کمتر با تصادفي ها آشنايي پيدا مي کردند. جراحان ما آشنايي لازم را با مجروحين نداشتند و گذشته از آن اصولاً روش برخورد با مجروح جنگي با بيمارتصادفي متفاوت است.

من در آن زمان تازه از آمريکا بازگشته بودم و با توجه به تخصص جراحي عروق و تروما، سيستم تيم اضطراري را طراحي کرديم و در اين زمينه کتابي به نگارش درآمد و با ارائه آموزش به برادران رزمنده و تيم هاي اضطراري، آنها را براي شرايطي که در زمان علميات با يک صد مجروح مواجه خواهند شد آماده کرديم.

اصلي که در آن روش طراحي شده بود اين بود که نيروهاي پرستاري، بهياري و حتي امدادگرهاي حاضر در صحنه نبرد اين آموزش‌ها را در شهر مي ديدند و با آمادگي به جبهه ها اعزام مي شدند. آنها ديگر مي دانستند که وقتي مجروح مي آيد در مراحل مختلف بايد چه کار کرد و به اين ترتيب بهترين خدمات پزشکي را به رزمندگان مي داديم.

بد نيست بدانيد که اين روش برخورد با مجروحين که تحت عنوان “مراقبت‌هاي ويژه براي مجروحين جنگ” نامگذاري شد، پس از جنگ در يکي از کنگره هاي اورژانس و تروما در خارج از کشور گزارش شد و بيشترين استقبال از اين گزارش از سوي پزشکان آمريکايي صورت گرفت.

اين روش به عنوان روش ATLS مطرح است به اين معني که بيماري که در اثر تروما جانش به خطر افتاده است در مراحل اول، دوم، سوم و … بايد برايش چه اقدامي کرد. اين دوره اکنون به عنوان يک دوره آموزشي رسمي در جامعه جراحان آمريکا براي پزشکان آموزش داده مي شود.
تيم اضطراري متشکل بود از من، دستياران رشته تخصصي جراحي و افراد داوطلب که ما را به جبهه مي بردند. فرمهاي اعزام هم امضا شده در اختيار من گذاشته بودند تا زماني که با من تماس مي گيرند ديگر ما منتظر امضاي حکم نباشيم و مثلاً وقتي که ساعت 11 شب با من تماس مي گرفتند ما 12 شب به سوي منطقه عملياتي حرکت مي کرديم و تمام بچه ها که دستياران من بودند به همراه من اعزام مي شدند. زماني که به آنجا مي رسيديم در يک زمان در هشت اتاق عمل مي توانستيم جراحي کنيم چرا که من توانمندي دستيارانم را مي دانستم و آنها هم مي دانستند که تا کجا اجازه دارند پيش روند و بقيه را من انجام مي دادم.

وي اضافه کرد: تيم اضطراري ما در تمام حمله هايي که در روزهاي ابتدايي جنگ که شدت حملات بسيار بود حضور داشت. تيم در زمانهاي 10 روزه در آنجا حضور مي يافت چون بعد از 10 روز تيم فرسوده مي شد و تيم هاي ديگري همچون تيم دکتر اباسهل و يا تيم دکتر فاضل در آنجا حضور پيدا مي کردند.

البته تيم هاي ديگر به روال معمول اعزام مي شدند و تنها تيم‌هاي اضطراري بودند که براي مواقع حمله ها و عملياتها طراحي شده بودند تا بتوانند بهترين خدمات را به مجروحان جنگي ارائه کنند.

* چه کارهايي براي اولين بار در حيطه پزشکي در دفاع مقدس به کار رفت و تا چه اندازه موفق بود؟ به عنوان نمونه چرا برخي از اقدامات درماني که براي بعضي از رزمندگان بکار مي رفت، در مورد يک رزمنده ديگر جواب نمي داد؟

– جراحي عروق در پزشکي ايران در ابتداي انقلاب معنا و مفهومي نداشت. تنها کساني که به عنوان جراح عروق پس از انقلاب به کشور بازگشته بودند من و دکتر ايرج فاضل بوديم. در آن زمان اگر شکستگي با قطع شريان همراه بود پزشکان مي دانستند که اين شکستگي ديگر جوش نمي خورد و پا را قطع مي کردند و آنقدر پزشک کم بود که وقتي ما به جبهه اعزام مي شديم بخش جراحي بيمارستان شهدا با 110 تخت جراحي تعطيل شده و بيماران مرخص مي شدند.

در آن زمان مجروحاني داشتيم که مي گفتند که چرا پاي من قطع شده اما پاي رزمنده ديگري که مانند من بوده قطع نشده است. مشکل بود به آنها بگوييم که اين توانمندي را براي همه نداريم. در همان زمان با توجه دکتر مرندي وزير وقت بهداري و اصرار من بر اينکه مي خواهم اطلاعات پزشکي خود را به ديگران منتقل کنم، دبيرخانه شوراي آموزش پزشکي و تخصصي اين اجازه را داد که بتوانيم دستياران فوق تخصصي جراحي عروق تربيت کنيم و 16 جراح عروق تربيت شدند که اکنون اساتيد اين حوزه هستند و در دانشگاه هاي علوم پزشکي مختلف ايران حضور دارند.
اکنون ديگر شرايط متفاوت است و اگر دوباره جنگي رخ دهد آمادگي و توان علمي کشور به هيچ عنوان قابل مقايسه با آن زمان نيست.

شرايط طوري بود که در عمليات کربلاي 5 در طول 10 شبانه روز من 10 ساعت هم نخوابيده بودم زيرا دستياران را شيفتي مي فرستادم و بايد بر کار آنها نظارت مي کردم. در پاهاي من دو سانتي متر آب به علت بيخوابي جمع شده بود.

تمام اين تجربيات نشان مي داد که جنگ به ما نياز داشت. امکانات خارجي وجود نداشت و اگر هم مي خواستيم نمي توانستيم بدست بياوريم. مجبور شديم روي پاي خود بايستيم و براي هر نقيصه اي خودمان راه حلي پيدا کنيم.

* جنگ چه تاثيري در ترسيم وضعيت فعلي پزشکي ايران داشته است؟

– ممکن است اروپايي ها اکنون از نظر تجهيزات از ما جلوتر باشند اما از نظر علمي اساتيد ما به مراتب از آنها جلوتر هستند و کارهايي که در کشور انجام مي شود در بهترين مراکز آمريکايي نمونه هايي از آن پيدا مي شود.

پيروزي ما تنها در يک جبهه جنگ نيست بلکه در جبهه علم و فناوري هم بايد پيشرفته تر از ديگران باشيم و بحمدالله اکنون هم که در بسياري از بخش‌ها از دنيا جلوتر هستيم که نمونه‌هاي آن کاربردهاي سلول هاي بنيادي و انجام انواع جراحي هاي پيشرفته در ايران است.

* يکي از تکنيکهاي جراحي که در زمان دفاع مقدس در کاهش آلام رزمندگان از آن بهره برديد را به عنوان نمونه نام مي بريد؟

– باز گذاشتن شکم در مجروحاني که عفونت غيرقابل کنترل در حفره صفاقي داشتند يکي از اين تکنيک ها بود. روال عادي در جراحي اين است اگر آبسه اي وجود داشته باشد بايد شکم را شکافت حال اگر همه حفره شکمي عفونت کند به يک حفره بزرگ آبسه بدل مي شود که بايد شکافته مي شد و اگر آن را مي شکافتند تا عفونت خارج شود، روده ها نيز خارج مي شد و براي بيمار مشکل ايجاد مي شد. براي جلوگيري از اين مشکل هم روش هاي متعددي استفاده مي شد و برخي از جراحان عقيده داشتند که حفره شکمي باز شود و پس از خارج کردن عفونت، داخل شکم شستشو داده شود و دوباره بسته شود.

يکي از ابداعات انجام شده در اين زمينه اين بود که اگر شکم از ناحيه گزوفوئيد (زير جناق) تا بخش پاييني باز شود، عضلات منقبض مي شود و جدار عقب مي رود و بدون بيرون ريختن روده ها مي توان اين حفره را با استفاده از سوند شستشو داد تا عفونت خارج شود. اين روش موجب مي شد بيماري که مرگ آن را حتمي مي دانستند، زنده بماند.

نوآوري ديگري که در اين زمينه انجام شده بود، حفظ پا در بيماران با قطع شريان بود. بر اساس يک باور علمي در ميان جراحان بيماراني که قطع شريان شده بودند به دليل اينکه در زمان طلايي (6 تا 8 ساعت پس از بروز تروما) به دست جراح عروق نرسيده بودند و عضلات پاي آنها مرده بود، بايد پايشان قطع مي شد و قابل نجات نبود.

اما ما نشان داديم که تا بعد از 72 ساعت نيز مي توانيم عضلات مرده را در مراحل مختلف برداريم و استخوان پا را حفظ کنيم. در واقع پايي که باقيمانده بود پايي بود که پوست و استخوان بود اما از پاي مصنوعي بهتر بود و اکنون افرادي هستند که با همين پا به ورزش هايي مانند دوچرخه سواري و فوتبال مي پردازند و هيچ کس هم به عنوان معلول به آنها نگاه نمي کند.

* شما چقدر بر پيشرفت پزشکي ايران باور داريد و به نظر شما اکنون در وضع ايده آلي بسر مي بريم؟
– خيلي بي انصافي است که برخي مي گويند چه کارهايي انجام شده؟ من در زمان شاه در بيمارستان امام خميني (ره) فعلي که آن زمان بيمارستان پهلوي نام داشت و بهترين بيمارستان کشور محسوب مي شد انترن بودم. خدا را شاهد مي گيرم که حتي يک آنتي بيوتيک نمي توانستيم به بيمار بدهيم. اگر کسي مشکل ريوي پيدا مي کرد سه شربت وجود داشت به نام هاي آر 1 ، آر 2 و آر 3. کساني که سل داشتند به هيچ عنوان بستري نمي کرديم، هيچ امکاناتي براي درمان آنها نداشتيم و تنها شرمنده روي بيماران مي شديم.

در صورتي که الآن در بيمارستان‌هاي دولتي تمامي داروهاي ضروري تحت پوشش بيمه است و اگر کسي بخواهد بيمه شود روي تخت بيمارستان هم مي تواند بيمه شود. در حال حاضر به جز دستگاه Pet هيچ دستگاه ديگري در دنيا نيست که براي کمک به بيماران بکار رود و ما در کشور نداشته باشيم. اينها هم دليل پيشرفت است و هم دلگرمي براي مردم و ارائه خدمات.
نمي خواهم بگويم اکنون وضع مان ايده آل است چرا که اين گفته غلطي است . بلکه بايد هر روز از روز قبل بهتر شويم و برنامه ريزي ها طوري صورت گيرد که طبق فرمايش مقام معظم رهبري اگر کسي بيمار شد جز دغدغه بيماري دغدغه ديگري نداشته باشد.
—————
منبع: خبرگزاري مهر