پي. ام. پي. پرماجرا

پي. ام. پي. پرماجرا

براي انتقال مجروحان از زير آتش خودي و دشمن، بايد چاره‌اي انديشيده مي‌شد. نزديكي محل مجروحان به دشمن، كار را مشكل‌تر مي‌كرد. هر لحظه ممكن بود عراقي‌ها سراغ آنها بروند و تير خلاصي بزنند. يكي از رزمندگان لشكر 31 عاشورا كه جسارت و شجاعتش زبانزد همه بود، يك پي.ام.پي. پيدا كرد و با رانندة خودي و پرچم دشمن، بعد از هماهنگي با نيروهاي ادوات، راهي خاكريز عراق شده و دشمن به خيال اين كه پي.ام.پي. خودشان است، او را نزد. بالاخره ترفندش كارگر افتاد و وقتي از نزديكترين محل اختفاي مجروحان عبور كرد، ناگهان تغيير مسير داد و خود را به پشت خاكريز رساند و بچه‌ها مشغول جابه‌جا كردن مجروحان و شهدا به داخل پي.ام.پي. شدند. وي براي فريب دشمن، بشكة پر از گازي را كه روي خاكريز بود، روشن كرد و از سراشيبي خاكريز آن را پايين انداخت. بشكه در چند متري پي.ام.پي. منفجر شد و عراقي‌ها تصور كردند دستگاه موجود هدف قرار گرفته است و نيروهاي خودي فكر كردند كه روي مين رفته است. هر دو طرف نگران بودند؛ يكي نگران دستگاه چند صد هزار دلاري خود و ديگري نگران مجروحان و شهداي در معركه مانده.
در ميان ناباوري دشمن و بچه‌هاي خودي، پي.ام.پي. ناگهان سر از شكاف خاكريز درآورد و با سرعت تمام به سمت نيروهاي خودي حركت كرد. عراقي‌ها فكر كردند يا پي.ام.پي. به غنيمت گرفته شده است يا سرنشينان آن خيانت كرده و تسليم شده‌اند. بنابراين، سعي كردند آن را از كار بيندازند و بچه‌هاي خودي نيز از سالم بودن آن مشعوف شده بودند، بي‌امان عراقي‌ها را زير آتش گرفتند تا اينكه مجروحان و شهدا به پشت خاكريز خودي منتقل شدند.
—————
منبع: بسته نرم‌افزاري از هزاران هزار

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 43 = 45