شهید مصطفي مرتجي

شهید مصطفی مرتجی

نام: مصطفی

نام خانوادگی: مرتجی

تاريخ تولد: 1336/04/11

محل تولد: تهران    

محل خدمت: لشكر 27 محمد رسول الله(ص)

مسئوليت: معاونت بهداري لشكر 27 محمد رسول الله(ص)             

محل شهادت: فاو                       

تاريخ شهادت: 1364/11

نام عمليات: والفجر 8

زندگی نامه:

شهید مصطفی مرتجی در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۳۶ در محله‌ درکوش اصفهان به دنیا آمد. شش سالش بود که خانواده‌اش به تهران نقل مکان کردند و او در دبستان خطیر مشغول به تحصیل شد. مدرک دیپلم خود را از هنرستان صنعتی شماره‌ ۳ تهران در رشته‌ ماشین‌افزار گرفت و به خدمت سربازی رفت. پایان دوران سربازی‌اش با وقایع انقلاب مصادف شد و از خدمت سربازی فرار کرد و به جرگه‌ انقلابیون پیوست. بعد از انقلاب هم عضو کمیته‌ انقلاب اسلامی و بعد عضو سپاه پاسداران شد. در اولین اعزامش به کردستان برای رسیدگی به مجروحین رفت و بعد از پایان مأموریت کردستان، یک دوره پزشکیاری را گذارند و وارد بهداری سپاه شد.
مرتجی در نیمه‌ دوم سال ۱۳۵۹ به عنوان مسئول بخش جراحی در درمانگاه ولی‌عصر(ع) سپاه در تهران مشغول به کار گردید و همان سال با خانم بنی‌هاشمی از پرستارهای پاسدار بیمارستان ازدواج کرد. با شدت گرفتن جنگ، بیمارستان نجمیه در اختیار سپاه قرار گرفته و ایشان به عنوان مسئول یکی از بخش‌های اداری بیمارستان نجمیه به آن‌جا منتقل شد. موقع عملیات‌ها برای احداث اورژانس و پست امداد به خطوط مقدم جبهه می‌رفت و بقیه‌ اوقات را در تهران به مجروحین خدمت می‌کرد. اول بهمن ۱۳۶۱ به عنوان فرمانده‌ی بهداری لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) انتخاب شد و بعد از سه ماه مأموریت در عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر ۱، در عملیات والفجر ۱ مجروح شده و به تهران بازگشت. بعد مسئولیت ستاد انتقال مجروحین در فرودگاه مهرآباد در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۶۲ به او سپرده شد؛ اما در سال ۶۳ بعد از درخواست‌های مکرر و اصرار خودش از سپاه استعفا داد. از این زمان به بعد هنگام عملیات‌ها با اطلاع دوستانش به جبهه می‌رفت و در گردان بهداری خدمت می‌کرد و بقیه‌ اوقات را هم در تهران می‌گذراند. ایشان در عملیات والفجر هشت در فاو به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

 کتاب «گوهر شب چراغ»

 “زندگی‌نامه‌ داستانی شهید مصطفی مرتجی، فرمانده‌ بهداری لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) و مسئول ستاد انتقال مجروحین فرودگاه مهرآباد به قلم خانم «فاطمه دهقان نیری» است. روایت متناوب کتاب از نوجوانی پدر شهید و خوابی که در آن دوران دیده است آغاز می‌شود و در فصل‌ بعدی، اولین حضور شهید را در درمانگاه ولیعصر در پی دارد. فصل‌های کتاب یکی در میان به زندگی شخصی شهید و حضور در بیمارستان‌های سپاه و جبهه‌های نبرد اختصاص داده شده است. دوست و هم‌رزم شهید در موقعیت‌های مختلف، بخش‌های مربوط به دوران خدمت شهید در بهداری سپاه، مسئولیت‌هایی که شهید به عهده داشته و روحیات خاص و نحوه‌ مدیریت او را روایت می‌کند و در بخش‌های دیگر با سیر زندگی شهید مصطفی مرتجی، خانواده و نحوه‌ ورودش به سپاه آشنا می‌شویم.”