مصاحبه با دکتر جعفري

مصاحبه با دکتر جعفري

بسم ‌الله الرّحمن ‌الرّحيم
با ياد خدا و صلوات بر روح حضرت امام و شهداي صدر اسلام تا کنون. در رابطه با نقش بهداري در دفاع مقدس همکاران بنده همه صحبت‌هاي فراواني را داشتند. بنده مي‌خواهيم در رابطه با آموزش بهداري در جنگ چند کلمه‌اي را خدمت شما عرض کنم.
آموزش در همه مراحل زندگي واقعا نياز هست. مخصوصا در رابطه با عمليات و دفاع و همچنين امداد در جنگ و در اوايل جنگ مخصوصا سال‌هاي نخست جنگ بچه خيلي کم آموزش ديده بودند، آموزش‌ها در سطح خيلي پايين 5 روزه، 10 روزه، با اين وجود راحت مي‌توانستند رزمندگان را در خط مقدم نجات دهند و خونريزي‌شان را بند بياورند ولي وقتي که اين آموزش‌ها تداوم پيدا کرد به آموزش‌هاي سطح بالاتر به عنوان پزشکياري سه ماهه، يا امدادگري يا کمک بهياري شش ماهه ارتقاء پيدا کرد، خيلي ما وضعمان نسبت به رسيدگي به مجروحين بهتر شد. از جمله کارهايي که با بچه‌ها در يزد در رابطه با تيپ خودمان انجام داديم اين بود که يک آموزش‌هايي را در سال 63 در يزد بچه‌ها راه انداختند با همکاري همديگر. امدادگراني که تا حدي در سطح ديپلم بودند گزينش مي‌کرديم در اعزام بسيج. يک آموزش 15 روزه، يک ماهه امدادهايي داده مي‌شد و بعد مي‌رفتند در منطقه. کارهاي عملي‌شان را هم در اورژانس منطقه همزمان با اينکه در جبهه بودند باز هم کارهاي عملي انجام مي‌دادند خيلي نقش بالايي داشت در اين که تعداد تلفات ما کمتر مي‌شد نسبت به اوايل. چون خودتان مي‌دانيد در حمل مجروح يا حتي نجات مجروح از خط به عقب، مهم‌ترين چيز بند آوردن خونريزي و نحوه انتقال است. همين را اگر بچه‌ها بلد بودند شايد خيلي راحت يک مجروحي مي‌آمد، براي اينکه دلسوزي داشتند و مي‌خواستند زود آنها را بياورند عقب، يک پتويي مي‌گذاشتند و يک برانکارد و چهارنفري او را عقب مي‌‌آوردند.
با اين وجود با توجه به اينکه آموزش لازم نديده بودند، همين باعث مي‌شد که طرف قطع نخاع شود، نحوه انتقال مجروح در منطقه خيلي مهم بود.
دومين مسأله‌اي که در رابطه بهداري رزم ما داشتيم، مسأله بهداشت در خطوط مقدم جنگ بود. چون قسمت عقبه در بنه يا پادگان، خوب رعايت مي‌شد، مسئولين بهداشت سر مي‌زدند، احتمالا واکسيناسيوني که بايد انجام مي‌شد انجام مي‌دادند و يکي از مهم‌ترين مسأله‌هايي که در خود خط مطرح بود بهداشت خود خط بود که ما در پست‌هاي امدادي که داشتيم که مثلا در تابستان قرص نمک توزيع مي‌کرديم، يا سمپاشي سنگرها بود، مبارزه با جوندگان بود که مشکلي از لحاظ بهداشت پيش نيايد.
سوال: از دوستان شنيديم که يکي از ابتکارات در دفاع مقدس برپايي يک درمانگاه داخل يک کشتي در جزيره ام‌الرسا است. در اين خصوص هم اگر توضيح دهيد ممنون مي‌شوم؟
در عمليات والفجر 8 قبل از اينکه عمليات فاو انجام شود، شب قبلش عمليات مقدماتي بود که در جزيره ام‌الرسا روبروي بندر خرمشهر انجام مي‌شد. آن موقع بنده خودم آنجا مسئول بهداري بودم ما براي اينکه نزديک‌ترين نقطه به خط را بتوانيم داشته باشيم، يک درمانگاهي که بلافاصله مجروح مي‌آيد، بدون اينکه وقتي تلف شود به او برسيم. بهترين جا را بچه‌ها يک کشتي ديدند که در اسکله خرمشهر به گل نشسته بود، طرف خودي کشتي را يک قسمتي‌ از آن را باز کردند به عنوان يک پست امداد و فاصله ما تا خط عراق قبل از عملياتي عرض رودخانه بود، تقريبا 1000 متر که اولين مجروحي که ما با قايق از آن طرف آورده مي‌شدند در اين کشتي بچه‌ها پانسمان مي‌‌کردند، زخم‌شان را مي‌بستند و منتقل مي‌شدند به پست امداد مرکزي که آن هم عقب‌تر در اسکله در منبع آبي بود، منبع ما به طوري بود که از لحاظ استحکامات خيلي خوب بود، بچه‌ها را منتقل مي‌کرديم آنجا و از آنجا هم با آمبولانس به قسمت عقب.
بسيار خوب. خاطره‌اي خاطرتان هست از آن سال‌ها که براي ما تعريف کنيد؟
البته جنگ که همه‌اش خاطره هست، خاطره خاصي، يکي از برادران فرمانده گروهان بود که حالا اسمش را نمي‌آورم چون بعدا در عمليات خيلي موفق بود. در عمليات دستش مجروح شده بود طوري که از بالاي آرنج دستش نزديک بود قطع شود، فقط به يک پوست دستش آويزان بود.
در اين راستا ما ايستاده بوديم و بچه ها دستشان را مي‌بستند، مي‌گفت: آقاي فلاني اين را ببر بينداز کنار ببندش، من مي‌خواهم بروم بچه‌ها در خط ماندند. بچه‌ها با اصرار گفتند که آقا بگذار ببنديم بعد مي‌روي عقب دستت بهتر مي‌شود و بهتر مي‌تواني کار کني، بالاخره با کلي توجيه دستش را پانسمان کرديم و به عقب فرستاديم. وگرنه خيلي اصرار داشت دست را قطع کنيد، يعني مي‌گفت اين دست به يک پوستي بيشتر بند نيست، ببريد بيندازيد کنار و من بروم جلو.
سوال: وضعيت الان بهداشت و درمان را در مقايسه با سال‌هاي آغازين جنگ چه شکلي مي‌بينيد و چه مقايسه‌اي بين اين دو وضعيت داريد؟
با توجه به تجربياتي که بدست آمد در طول 8 سال دفاع مقدس برنامه‌ريزي‌هايي که خود نيروهاي مسلح اعم از ارتش و سپاه انجام دادند به پيشرفت‌هايي که در طول جنگ تا سال‌هاي آخر ما داشتيم، نحوه احداث بيمارستان‌هاي صحرايي و پست امداد خيلي بهتر از قبل شده، چون ما تجربه جنگي داشتيم اول انقلاب، نيروهاي آموزشي که داشتيم همه نيروهاي جوان بودند و مجبور بوديم با همان امکاناتي که داشتيم سر کنيم.
ولي الان الحمدلله با دانشگاه‌هايي که گسترش پيدا کرد، دانشجوهاي پزشکي، بهياري، پرستاري، و آن طرح‌هاي عملياتي که از زمان 8 دفاع مقدس الان تدريس مي‌شود در آموزشگاه‌هاي ما، در قسمت‌هايي که نياز هست، اگر خداي نکرده جنگي تحميل شود ما چند صد برابر سال‌هاي 59 هستيم.
بسيار خوب. آقاي دکتر بعضي منتقدين اين‌طور فکر مي‌کنند که به جهت زياد بودن نيروي انساني در جبهه‌ها، از نيروها به عنوان نوعاً سپر گوشتي استفاده مي‌شد و خيلي جان و سلامت نيروها از درجه اهميت و اعتباري برخوردار نبوده، من مي‌خواهم بدانم شما به عنوان يکي از فعالين عرصه بهداشت و درمان در زمان دفاع مقدس در اين خصوص چه احتمامي داشتيد؟
اولا اينجوري که مي‌گويند نيست که استفاده مي‌شد به عنوان سپر گوشتي. چون ما نسبت به جنگ خود عراق که آن طرف مرز بود مقايسه کنيد، بهداري نيروي زميني سپاه، که حالا آن موقع نيروي زميني نبود و بسيج بود خيلي بهتر از بهداري عراق بود. با توجه به اينکه خبرنگارهاي خارجي هم مي‌آمدند مي‌ديدند که ما آن بيمارستان صحرايي که در فاو زده بوديم يا در منطقه مقدم خط عملياتي داشتيم، اين نشان مي‌داد که چقدر براي سلامتي افراد اهميت قائليم.
يا اينکه با پزشکي که در موقع عمليات در تمام دانشگاه‌هاي ما، حتي جراح قلب داشتيم که تا پست امداد نزديک خط قلب باز عمل مي‌کردند، بيمارستان صحرايي امام حسين ما در منطقه حسينيه نزديک خرمشهر کلي عمليات جراحي خيلي بزرگ انجام مي‌داد که در هيچ کدام از جبهه‌ها تا حالا در سراسر دنيا انجام نشده بود که حتي خبرنگارها هم تعجب مي‌کردند که بيمارستان صحرايي در چند کيلومتري خط واقع شده، اين اهميت سلامت و جان رزمندگان را نشان مي‌داد که ما چقدر اهميت مي‌دهيم. حتي ما خيلي جاها داشتيم که دانشجوي پزشکي يا انترن يا رزيدنت در خط مقدم کار امدادگري مي‌کردند بخاطر اين که بتوانند جان يک نفر را نجات دهند.
سوال: خوب بفرماييد که همه‌ي اقداماتي که در دفاع مقدس انجام شد که الحمدلله هم کشور ما، هم ملت ما سربلند از اين آزمون بيرون آمد چه دستاوردي براي جامعه پزشکي و نظام بهداشت و درمان کشور داشت؟
همه آموزش‌ها و تجربيات در طول جنگ‌هاي مختلف از جمله جنگ جهاني اول و دوم تا حالا همه کشورها استفاده کردند که ما هم بايد استفاده کنيم. که الحمدلله استفاده خوبي هم شده يعني با توجه به اينکه آن تجربياتي که متخصصين ما در جنگ در رابطه با آن عمل‌هاي جراحي که انجام دادند يا آن تروماهايي که ايجاد مي‌شد مي‌توانستند مجروحين را نجات دهند، در دانشگاه‌ها الان متخصصين تدريس مي‌کنند به دانشجوها و پروتکل‌هايي را معمولا آماده مي‌کنند که براي بهداري‌هاي در جنگ، در قبل از اعزام افراد، يا آموزش‌هاي اوليه به آنها داده بشود تا بتوانند به نحو احسن استفاده کنند.
خيلي متشکر، اگر کلام پاياني باقي مانده ما در خدمتتان هستيم!؟
بحث خاصي ندارم، سلامتي همه رزمندگان اسلام را از خداوند متعال خواستارم.
ما هم براي شما همين را آرزو داريم. خيلي متشکر.
—————-
يزد – رزمايش و اجلاس سراسري پزشکي در دفاع مقدس، 31 شهريور – 7 مهرماه 89

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 32 = 41