محمد بنازاده





یک خاطره شیرین که از موقع اعزام من دارم اینه که وقتی در تهران از ما با چلو کباب و جوجه کباب پذیرایی می کردند میدونستیم که به خط مقدم جبهه نزدیک میشیم و یکی این که وقتی سوار ماشین گل مالی  شده می شدیم در محل اعزام اونجا می فهمیدیم که دیگه خیلی اوضاع وخیمه و ما نزدیک خط داریم میریم یک نکته که من به خاطر دارم از یک سربازی بود که در یک ماشینی بود که خون از دستش می ریخت و اعزام شده بود و شعر میخوند که یاد حسین درد دوا می کند که این شعر اون هنوز در گوش من نجوا میکنه و یه چیزی که هنوز برای من درس است از خاطراتی که من دارم اینه که مناطق عملیاتی کربلای چهار و پنج که خیلی شلوغ بود که اونجا مجبور بودیم که بیمارا رو گلچین بکنیم و مریضایی که در شرف فوت بودن اونا رو اول انتخاب بکنیم که به این اصطلاح علمی اصطلاحا میگن تریاژ و ما مریضا رو مجبور بودیم در اونجا با یه شرایط سختی که برای خودمونم شرایط سختی بود اونا رو گلچین میکردیم و اونهایی ک در چند دقیقه بعد فوت می کردند اونها رو اول تحت عمل جراحی قرار میدادیم و بعد همین جور به ترتیب و در اون عملیات بود که من و دکتر حسین ورمزیار زاده یک شبو اصلا نخوابیدیم و یک بیست چهار ساعت کلا در اتاق عمل گذروندیم و وقتی که از اتاق عمل اومدیم بیرون نمیدونستیم امروز دیروزه یا امروزه و وقتی که عمل تقریبا سبک شد به یه حالت بیهوش افتادیم و خواب رفتیم در منطقه فکو و موسیان ما جبهه بودیم و اونجام شب قبل از عملیات ما رو در یک کانکسی بردند که کانکس خودش پرتابل بود و خیلی از نظر لیمنی خیلی در سطح پایینی بود و این کانکس در پشت یه تپه ای قرار داده بودند که به راحتی توپ که می زدند از روی کانکس ما رد می شد و به کمی اون طرف تر برخورد می کرد و کانکس ما رو به هوا می رفت و وقتی که حین اتاق عمل. عمل میکردیم با اتاق عمل و تخت اتاق عمل می پریدیم و فرمانده سپاه هر چی بهش میگفتیم چرا مارو اینجا اوردی میگفت نه خودیه میخورد کنار کانکس گلوله دشمن و کانکس اتاق عمل به هوا می رفت میگفت خودیه این خاطره ایه که من دارم ازونجا عملیات جبهه و جنگ ایران ازین نظر نمونه بود که خط مقدم به بیمارستان پشت خط خیلی نزدیک بود و بیماران کمتر از بیست دقیقه به ما میرسیدن و ما بیمارانی در این مدت هشت سال ده سال مورد جراحی قرار دادیم که اکثرا در مراکز دیگه فوت می شدن و ما پارگی آئورت داشتیم که اینا نود درصد در کشورای پیشرفته فوت می کنند و اصلا به صحنه اتاق عمل نمی رسند ما موارد زیادی ازینا رو تحت عمل جراحی قرار دادیم پارگی های عروق پارگی های متعدد روده و کبد و بسیاری اعمال بسیار پیچیده دیگه اعضا و احشا داشتیم که تحت عمل جراحی قرار دادیم بسیاری از اشتباهاتی که در روزای اول می کردیم برای ما درس شد و یاد گرفتیم که چجوری با مریضا مواجه بشیم و اشتباهات گذشته رو تکرار نکنیم مثلا کارای کوچیکی که میشه پشت خط انجام داد دیگه اینا رو دست نزنیم وقتمون رو باز بزاریم برای عملای بزرگه ترومای متعدد ما عملای بسیار خوبی در جبهه انجام دادیم و در طی این چند سال تجربه بسیار خوبی کسب کردیم که بسیاری از همکاران ما اونها رو مدون کردند و حتی مقاله کردند چه از مجروحین شیمیایی چه از مجروحین اسیب گلوله و ترکش و خمپاره این ها همه بسیاریش پابلیش شده و در مجلات درج شده تا الان پزشکایی که در اون موقع در جبهه و جنگ بودند یه تجربه بسیار خوبی دارند و هم چنان در خدمت مردم هستند