محمدرضا مرتضوی

محمدرضا مرتضوی هستم در حال حاضر کار اجرایی که انجام میدم من رئیس خانه صنعت و معدن استان تهران هستم در موضوعات صنعتی رئیس کانون غذایی ایران هستم فعالیت های به اصطلاح صنعتی من در حال حاضر در صنعت غذا تمرکز کار من بیشتر روی صنایع غذایی چون من  در آمریکا تحصیل می‌کردند و در سال فکر می‌کنم اواخر سال پنجاهو هفت بود پنجاهو هشت یا پنجاهو نه من حالا به دلیل فعالیت هایی که اونجا داشتم احضار شدم و بعد مراحل رو طی کردم که مراحل دادگاه اداره مهاجرت و به دلیل فعالیت‌های سیاسی و پرونده‌هایی که اونجا داشتم من رو اخراج کردن البته اون موقع اصل به این بود که وقتی دانشجویی  اخراج می شد می تونست بره و از دادگاه اعتراض بکنه ولی من چون دلم می خواست که خیلی زودتر برگردم برگشتم و اولین کار اجتماعی که بعد از برگشتن کردم بعد از دیدن دوره های نظامی و این ها من رفتم با یک گروه امداد روستایی رفتیم توی روستاهای اطراف گناوه و اونجا کار کردیم و ما وقتی که آنجا یک کلینیک پزشکی به همراه دو تا پزشک جهادگر بنا کردیم و افتتاح کردیم و درست کردیم یه کلینیکه خیلی درویشی و محقرانه ای بود  ولی روزانه از تمام داهات اطراف و روستاهای اطراف سیصد چهارصد تا بیمار می آمدند و این به خاطر نبود سلامت به خاطر نبود بهداشت به خاطر نبود آب لوله کشی وقتی آمار را ادم نگاه می کنه و میبینه که مثلا هفتاد هشتاد درصد مردم کشور از نعمت برق محروم بودند ما نود درصد روستاهای کشور ما کشوری که دومین دارنده گاز دنیا بود نود درصد روستاهای کشور ما و نود درصد مردم کشور ما از گاز شهری بهره مند نبودند تقریبا می خواهم عرض کنم که حدود هفتاد هشتاد درصد مردم کشور ما خطوط تلفن در اختیارشان نبود خط تلفن نداشتند و ما بعد از انقلاب جزو اولین نهادهایی که تو کشور بنیان گذاشته شد نهاد جهاد سازندگی بود و رویکرد انقلاب و رویکرد رهبری انقلاب و امام عزیز و افرادی که در شورای انقلاب بودند که خیلی هاشون جاشون خالیه شهید مطهری نویسنده بزرگ عارف و فیلسوف بزرگ و کسی که مجددا باز من تکیه می کنم این روزا که ما نیاز به همدلی و همراهی وفاق ملی عشق ورزیدن به هم دیگه کنار نگذاشتن همدیگه نفی نکردن توده های مردمی که برای این مرز و بوم زحمت کشیدند این روزا که من باز تاکید می کنم ما نیاز داریم که دوباره کنار همدیگه عاشقانه همه گروه های اجتماعی اقتصادی و سیاسی کمک به کنیم به توسعه کشورمون ضرورت داره که ما از معلم عشق آقای مطهری اینجا یاد کنیم ضرورت داره که از مدیر توانا و دوست داشتنی و صمیمی شهید بهشتی یادی بکنیم ضرورت داره که از معلم
شهید مفتح رحمت الله علیه یادی بکنیم یا ضرورت داره که از شهید رجایی مرد ساده و صمیمی و دوست‌داشتنی یکدل و یکرنگ مردی که همه زندگیش عشق و مبارزه بود و دروغ و دو رنگی و ریا در زندگیش نقشی نداشت و عاشقانه و صادقانه در کنار انقلاب و در کنار توده های انقلاب در اون روزگار سخت که تهمت و افترا گاها از طرف توده های سیاسی زده می‌شد خیلی دوستانه و خیلی عاشقانه کار می کرد