صدمات منجر به مرگ ناشي از انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ

صدمات منجر به مرگ ناشي از انفجار مهمات به‌جامانده از جنگ

چکيده
اهداف. حفظ سلامت و جان کارکنان نظامي به عنوان نيروهاي تخصصي و آموزش‌ديده که مسئول تأمين امنيت هر کشورند از اهميت بسياري برخوردار است. موثرترين روش در اداره و کنترل صدمات ناشي از انفجار در کارکنان نظامي شاغل در مناطق مرزي آلوده به بقاياي مواد منفجره فراموش‌شده منوط به شناخت اپيدميولوژي اين‌گونه حوادث است. اين مطالعه با هدف شناسايي افراد در معرض خطر و مهم‌ترين عوامل ايجاد مخاطرات جاني و آسيب‌هاي ايجادشده در اين قربانيان انجام گرفت.
روش‌ها. اين مطالعه توصيفي ‌ـ ‌مقطعي گذشته‌نگر با بررسي پرونده‌هاي اجساد نظاميان قرباني انفجار طي سال‌هاي 85-1375 در اداره کل پزشکي قانوني ايلام انجام گرفت.
يافته‌ها. 54 نظامي طي مدت مطالعه در اثر انفجار مواد منفجره به‌جامانده از جنگ کشته شدند. 5/81% قربانيان 21-19 سال سن داشته و 2/85% سرباز بودند. انفجار مين عامل مرگ 5/68% قربانيان بود. 9/38% آنها داراي صدمات متعدد و کشنده در تمام اعضاي بدن بودند؛ به تفکيک صدمات کشنده، 5/81% در اندام‌هاي تحتاني، 6/79% دراندام‌هاي فوقاني، 6/77% در ناحيه شکم و قفسه سينه، 9/51% در ناحيه سر و گردن مشاهده شد.3/83% صدمات به صورت آني کشنده بودند و در 7/16% آنها اقدامات اورژانس پزشکي در نجات فرد مي‌توانست مفيد واقع گردد.
نتيجه‌گيري. مين شايع‌ترين عامل صدمات است و اغلب موارد صدمات متعدد ايجاد کرده است. سربازان بيشترين قربانيان اين حوادث هستند. شناسايي و مشخص‌سازي و پاک‌سازي مناطق آلوده و آموزش تخصصي در کاهش تلفات موثر است.
کليد واژه: انفجار، مواد منفجره، کارکنان نظامي، آسيب
مقدمه
مين و ساير مهمات جنگي به منظور ايجاد تلفات و خسارت به نيروها و امکانات دشمن و جلوگيري از پيشرفت و آهسته ساختن حرکت آن در ميادين نبرد و حفاظت از نقاط استراتژيک به‌کار مي‌رود. آگاهي از اپيدميولوژي، چگونگي و علت ايجاد آسيب‌هاي منجر به مرگ افراد نظامي و شناسايي موقعيت‌هاي خطرناک براي اين افراد، اقدامي مؤثر در کاهش و کنترل تلفات آنان است (1).
عوامل گوناگوني در ميادين نبرد باعث ايجاد آسيب و مرگ کارکنان نظامي مي‌شود، اصابت گلوله مستقيم، انفجار و حوادث غير قابل پيش‌بيني هنگام نقل‌ و انتقال، مهمترين اين عوامل هستند (1). در اين بين، تلفات و صدمات ناشي از انفجار چه به هنگام نبرد (در زمان انجام ماموريت‌هاي نظامي) و چه پس از آن (جمع‌آوري مهمات فراموش‌شده و به‌جامانده) از اهميت خاصي برخوردار است. 43% از تلفات نيروهاي ويژه ارتش ايالات متحده در جريان جنگ در خلال سال‌هاي 4-2001 در اثر انفجار بوده است و 23% ديگر از تلفات اين گروه در اثر اصابت گلوله مستقيم حادث گرديده است (1). در کشور افغانستان، مهم‌ترين عامل مرگ و قطع اندام در بين افراد غيرنظامي کابل، انفجار مين و مهمات به‌جامانده از عمليات‌هاي نظامي است (2). از دست‌دادن بينايي و شنوايي، آسيب‌هاي عروقي ـ عضلاني و قطع اندام‌ها، آسيب‌هاي احشايي و نقص عضو حاصل از آنها از ديگر عوارض مهم انفجار مهمات است (2، 3، 4). پس از انفجار، عوامل مختلفي باعث ايجاد صدمه مي‌شوند و اهميت اين عوامل به نوع و حجم ماده منفجره، قدرت تخريب و محل قرارگيري آن‌ها بستگي دارد (5).
حفظ سلامت و جان کارکنان نظامي به عنوان نيروهاي متخصص و آموزش ديده که مسئول تأمين امنيت هر کشورند از اهميت بسياري برخوردار است. دانستن شايع‌ترين موقعيت‌هاي مواجهه و ايجاد آسيب‌هاي ناشي از انفجار و نوع آسيب‌هاي کشنده و رسته‌هاي در معرض بيشترين خطر، در حفظ جان و سلامتي اين افراد مؤثر است. اين مطالعه با هدف شناسايي عوامل مؤثر در ايجاد صدمات و تعيين ميزان آسيب‌پذيري افراد در پيش‌بيني و تدارک امکانات و آموزش مؤثر آنها در راستاي حفظ جان و افزايش توان و پيش‌بيني خطرات موجود در موقعيت‌هاي مشابه و حتي ميادين نبرد انجام گرفته است. استان ايلام يکي از مناطق غربي کشور ايران با حدود 400 کيلومتر مرز خاکي مشترک با عراق است. در خلال جنگ سال‌هاي 88ـ1980 ميلادي، نوار مرزي اين منطقه آلوده به انواع مواد منفجره همچون انواع مين‌ها و ساير مهمات گرديد. پس از جنگ و طي گذشت زمان، بقاياي اين مواد در اين منطقه مدفون و فراموش شدند. عليرغم تلاش در جهت جمع‌آوري اين مهمات، سالانه تعدادي از کارکنان نظامي و افراد غيرنظامي به دليل مواجهه با اين مواد دچار صدمات جدي و مرگ مي‌گردند. برخي از اين قربانيان افراد نظامي مرزبان و پاکسازي‌کنندگان مناطق آلوده مستقر در اين نواحي هستند. اين مطالعه به‌منظور بررسي و شناسايي کارکنان نظامي در معرض خطر و نوع صدمات و جراحات کشنده و عوامل انفجاري و بررسي امکان نجات مصدومين در صورت ارايه خدمات پزشکي اورژانسي به قربانيان فوت‌شده پيش‌بيني و انجام شده‌است.
روش‌ها
اين مطالعه توصيفي مقطعي گذشته‌نگر، با روش نمونه‌گيري بصورت سرشماري است. مرکز پزشکي قانوني ايلام به عنوان تنها مرکز تخصصي مسئول بررسي و تعيين علت مرگ قربانيان ناشي از اين حوادث در استان ايلام است. لذا پرونده تمام موارد مرگ ناشي از انفجار ارجاعي به اين مرکز طي سال‌هاي 85ـ1375 بررسي شد و پس از آن با توجه به مندرجات مدارک پرونده‌ها، تمامي قربانيان نظامي اين حوادث انتخاب و به‌عنوان جمعيت مورد مطالعه بررسي شدند. براي اين منظور، پرسش‌نامه جمع‌آوري اطلاعات بر اساس متغيرها و اهداف تحقيق تهيه شد. در اين پرسش‌نامه مشخصات فردي قربانيان فوت‌شده شامل افراد نظامي و غيرنظامي، سن بر حسب سال، درجه نظامي، عامل انفجار به تفکيک مين و گلوله‌هاي خمپاره و نارنجک و عوامل انفجاري ناشناخته، نوع صدمات منجر به مرگ بر اساس ICD-9 و چگونگي يا نحوه رخداد واقعه انفجار به تفکيک حوادث اتفاق افتاده حين ماموريت و حوادث خارج از موقعيت ماموريتي به صورت آگاهانه يا ناآگاهانه، زمان وقوع حادثه بر حسب سال و ماه مورد بررسي قرار گرفت و با توجه به توضيحات مرجع قضايي‌ ـ انتظامي و عکس‌ها و شرح کالبدگشايي جسد و ساير اظهارات بايگاني در هر پرونده که توسط پزشک قانوني معاينه‌کننده جسد در زمان کالبدشکافي تکميل گرديده و اجزاي اصلي تشکيل هر پرونده پزشکي قانوني است، پرسش‌نامه تکميل گرديد. آسيب‌هاي منجر به مرگ بر اساس پتانسيل کشندگي و احتمال نجات بيماران توسط اقدامات اورژانسي تقسيم‌بندي شدند و سرانجام اطلاعات به‌دست‌آمده با استفاده ار نرم‌افزار SPSS 11.5 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج
مشخصات فردي قربانيان و زمان وقوع حوادث: در مدت زمان بين شال‌هاي 1375 تا 1385 در مجموع 209 نفر در اثر انفجار مواد منفجره به‌جامانده از جنگ در استان ايلام جان باخته‌اند که از اين تعداد، 54 نفر از کارکنان نظامي بودند. حداکثر سن اين قربانيان 42 سال و حداقل سن آنها 19 سال بود. ميانگين سني اين افراد 16/22 سال و 19 سالگي، نماي سن در اين جامعه بود. 5/81% (44 نفر) از اين افراد 21ـ19 سال و 5/18% (10 نفر) آنها 22 سال و بيشتر سن داشتند. با توجه به درجه نظامي، 2/85% (46 نفر) قربانيان سرباز با پايه خدمتي حداکثر 14 ماه و 1/11% (6نفر) داراي درجه گروهباني و استواري و 6/3% (2 نفر) قربانيان درجه سرواني و ستواني بودند. بيشترين حوادث منجر به مرگ در سال 1378 با 10 نفر (19%) و ماه‌هاي اسفند (1/24%، 13 نفر)، دي (4/20%، 11 نفر) و بهمن (13%، 7 نفر) در 10 سال زمان مطالعه رخ داده است.
عامل انفجاري مسبب مرگ: در 37 مورد (5/68%) انفجار انواع مين و در 6 مورد (1/11%) گلوله‌هاي به‌جامانده خمپاره (به صورت عمل‌نکرده يا سالم) عامل مرگ بود. انفجار نارنجک در 4 مورد (4/7%) و انفجار مهمات با منشا نامعلوم در 7 مورد (13%) از عوامل ايجاد انفجار و مرگ بودند. سربازان اين مطالعه در 1/11% موارد(6 نفر) قرباني انفجار خمپاره، 4/57% موارد (31 نفر) قرباني انفجار مين، 6/5% موارد (3 نفر) قرباني انفجار نارنجک و 1/11% موارد (6 نفر) قرباني انفجار با منشا نامعلوم بودند. مين در 1/11% (6 نفر) موارد و نارنجک و ساير مهمات هر کدام به طور جداگانه در 9/1% (1 نفر) موارد عامل مرگ درجه‌داران نظامي بودند.
دلايل وقوع حوادث: 5/81% قربانيان(44 نفر) در زمان انجام ماموريت دچار حادثه انفجار شدند. در 3/9% موارد (5 نفر)، انفجار به صورت واقعه‌اي ناآگاهانه و در موقعيتي غيرماموريتي رخ داده و در 4/7% موارد (4 نفر) دست‌کاري کنجکاوانه قربانيان باعث وقوع حادثه گرديده است و يک مورد مرگ ناشي از انفجار به‌دنبال خودکشي بروز نمود. انفجار حاصل از خمپاره (4 نفر) و مين (1 نفر) عامل مرگ‌هاي ناآگاهانه و در موقعيت غيرماموريتي بود. در حين انجام ماموريت، 7/66% (36 نفر) مين و 1/11% (6 نفر) مواد انفجاري نامعلوم و در 2 مورد، نارنجک و گلوله خمپاره عامل حادثه بودند. در 2 مورد (7/3%) نارنجک عمده عامل انفجار در موارد دست‌کاري مواد منفجره بود.3/46% از موارد (25 حادثه)، به‌صورت گروهي (2 تا 4 نفر) و 7/53% از موارد (29 حادثه)، به صورت انفرادي واقع گرديد.
صدمات منجر به مرگ: در 8/14% صدمات منفرد، ناحيه قفسه صدري ـ شکم يا اندام‌هاي تحتاني يا اندام‌هاي فوقاني باعث مرگ شده‌است. در ساير موارد، صدمات متعدد علت مرگ بودند. در 9/38% موارد، صدمات هم‌زمان در نواحي سر و گردن، قفسه سينه و شکم، اندام‌هاي فوقاني و تحتاني يا متلاشي‌شدن بدن علت مرگ افراد نظامي بود. 4/20% صدمات عمقي و کشنده در نواحي تنه و اندام‌ها علت مرگ بود (جدول1).
<<_5C189EBD-1-jad.png>>
با توجه به شدت جراحات وامکان مؤثر بودن اقدامات نجات‌بخش، در 9 مورد (7/16%) احتمال زنده نگهداشتن قربانيان با به‌کارگيري اقدامات پزشکي و جلوگيري از خونريزي به صورت نظري وجود داشته است و در 45 مورد (3/83%) با توجه به شدت صدمات، امکان زنده ماندن قرباني وجود نداشته است.
بحث
جنگ دو کشور ايران و عراق بين سال‌هاي 88ـ1980 ميلادي صورت گرفت. بنا به گزارش مرکز مين‌زدايي کشور، در طول اين مدت مناطقي به وسعت 42000 کيلومتر مربع از خاک ايران به انواع مهمات و مين‌هاي مدفون‌شده آلوده گرديد. با گذشت سال‌ها از اين جنگ خونين، همچنان کارکنان نظامي و افراد غيرنظامي قربانيان انفجار مواد به‌جامانده يا فراموش شده از اين جنگ مي‌شوند.
انفجار توسط تاثير عوامل اصلي اثر موج بلاستي، پرتاب قطعات بمب و اشياي مجاور آن و سوختگي حاصل از گازهاي سوزان ناشي از انفجار موجب مرگ و آسيب مي‌گردد (5، 6). دو عامل عمده شامل اثر موج بلاستي و اصابت پرتابه‌هاي ناشي از انفجار، عمده‌ترين علل مرگ و مير در قربانيان انفجار است (5، 6). بلاست، موج فشردگي هواست که به سرعت از مواد عبور مي‌کند. سرعت انتشار اين موج فشاري تا چندين برابر سرعت صوت مي‌رسد اما به سرعت کاهش مي‌يابد و متعاقب آن، موج گذاري کاهش فشار حرکت مي‌کند. بنابراين بدن تحت تاثير تغيير دوگانه و سريع فشار اتمسفر قرار مي‌گيرد (5، 6). ميزان اثر بلاستي وابسته به انرژي آزاد شده از انفجار بمب و فاصله محل قرباني از مرکز انفجار است (5). نسوجي از بدن که داراي ارتباط با اتمسفر هستند همچون روده‌ها، ريه و گوش بيشترين آسيب‌پذيري را نسبت به اثر بلاستي دارند (3، 5، 6). از سوي ديگر به دنبال انفجار، بدن در معرض برخورد قطعات پرتابه‌اي فلزي و ساير اجزاي مهمات و مواد اطراف آن قرار مي‌گيرد. اين قطعات در اندازه‌هاي مختلف و داراي سرعت بالايي هستند و هر کدام همانند يک گلوله عمل مي‌کنند (5، 7). در مرگ‌هاي ناشي از انفجار، پرتاب ترکش‌ها به اطراف بيش از اثر بلاستي انفجار موجب مرگ مي‌گردد (5، 8). 64% آسيب‌هاي عروقي عضلاني در مصدومين نظامي قواي مشترک در جنگ عراق و افغانستان طي سال‌هاي 4ـ2001 ناشي از اصابت پرتابه‌هاي حاصل از انفجار بوده و 25% ديگر اين صدمات به دنبال اصابت گلوله مستقيم روي داده است (4).
در مواردي موقعيت و نزديکي محل انفجار و قرباني باعث تخريب و متلاشي شدن قسمتي و يا تمام بدن قرباني مي‌شود (5).
در اين مطالعه 2/85% (46 نفر) از کارکنان نظامي حادثه‌ديده سرباز و 8 نفر درجه‌داران نظامي با نسبت 1 به 75/5 (درجه‌دار به سرباز) بودند که براي گذراندان دوره خدمت سربازي يا ماموريت در اين منطقه تردد داشتند. آنچه مسلم است تراکم سربازان و اطلاعات اندک آنها از نحوه عمل و خنثي‌سازي مواد منفجره و عدم آشنايي با موقعيت مناطق آلوده، از جمله عوامل خطر براي اين گروه قربانيان است. هر چند مطالعه مشابهي در اين خصوص يافت نشد اما در افغانستان آسيب‌پذيرترين قربانيان افراد داراي حداقل اطلاعات نسبت به مواد منفجره بودند (5). اين مطالعه نشان مي‌دهد اکثر حوادث (48/81%) حوادث انفجاري منجر به مرگ، حين انجام ماموريت‌هاي نظامي رخ داده و نسبت به موارد حادث‌شده به صورت اتفاقي و در مواقع غيرماموريتي به مواقع ماموريتي 1 به 4/4 است. عمده اين ماموريت‌ها گشت‌زني، انجام خدمات پشتيباني وتدارکات و مواردي از پاکسازي بودند که به طور شايع، در36 مورد (7/66%) برخورد با مين‌هاي پراکنده يا ميادين مين شناسايي‌نشده باعث ايجاد حادثه گرديده بود. در مطالعات مشابه نيز، مين عمده‌ترين عامل انفجاري و صدمه به نظاميان و افراد عادي است (3، 7، 8).
آسيب‌هاي سر و صورت و گردن مهم‌ترين علت مرگ‌ومير نظاميان در حين نبرد است. در بررسي صدمات نظاميان يکي از ناوهاي نيروي دريايي آمريکا در جنگ عراق طي سال 2004، از 445 مجروح 39% جراحات در ناحيه سر و صورت و گردن ايجاد شده بود و يک چهارم اين تعداد داراي صدمات متعدد در اين نواحي بودند و 4% اين مجروحان در اثر شدت صدمات ناحيه سر و صورت و گردن کشته شده بودند (9). مطالعه مشابهي در کرواسي نشان داده است که از 7720 مجروح نظامي و غيرنظامي جنگ سال‌هاي 2ـ1991 در اين کشور، 1176 سرباز دچار صدمات سر و گردن شدند که با 40% مرگ‌و‌مير از بالاترين تلفات ناشي از صدمات در اين قربانيان محسوب مي‌شود و جراحات ناحيه قفسه سينه با 1/24% و جراحات شکم با 2/9% از ساير عوامل مرگ‌ومير اين سربازان است (10). در اين بررسي، اصابت پرتابه‌ها و شدت انفجار باعث ايجاد صدمات متعددي در قربانيان شده و در 8/14% (8 مورد) قربانيان صدمه منفرد در نواحي مختلف بدن باعث مرگ شده بود. تراکم تفکيکي ضايعات کشنده (بر اساس اتوپسي و عکس‌هاي قربانيان) نشان مي‌دهد که آسيب اندام‌هاي تحتاني از حداکثر درصد فراواني (5/81%) برخوردار است و به ترتيب نزولي اندام‌هاي فوقاني با 6/79% و آسيب‌هاي کشنده قفسه سينه و شکم با 8/77% و صدمات ناشي از اصابت پرتابه يا متلاشي شدن سر و گردن با 9/51% فراواني در معاينه اجساد، مشابه با ساير مطالعات است (5). آسيب‌هاي متعدد با نسبت 7/5 به 1 در اکثر اتوپسي‌ها يافت و گزارش شده بود. خصوصيات ظاهري و تراکم اين صدمات در سطح بدن قربانيان بيان‌کننده نحوه قرارگيري ماده منفجره و قرباني نسبت به يکديگر است (5، 7). با صرف در نظرگرفتن اصول تئوري ارائه خدمات اوليه پزشکي در راستاي تلاش براي جلوگيري از خونريزي و اقدامات نجات‌بخش اوليه، در 7/16% موارد احتمال نجات مصدومين از مرگ وجود داشته است که اين ميزان در مقالات مشابه حدود 15% است (1). براساس تحقيقات، بين 85% ـ 75% مرگ‌وميرها در 20 دقيقه اول پس از حوادث رخ مي‌دهد و بيشتر عوارض خطرناک در 10 دقيقه اول (زمان تصميم‌گيري در مجروح) پيشرفت کرده يا مهار مي‌شوند (11). در اين ميان، استفاده از نيروهايي که توانايي سريع در تصميم‌گيري و تبحر لازم در کنترل صدمات و عوارض حاد آن را دارند موثر و حيات‌بخش خواهد بود.
نتيجه‌گيري
انفجار يکي از دلايل عمده مرگ کارکنان نظامي به هنگام جنگ و پس از آن است. استفاده از مين به عنوان سلاح، تلفات جاني و خسارت جبران‌ناپذيري به طرفين جنگ‌ها و افراد غيرنظامي وارد مي‌کند، لذا پاکسازي ميادين مين از اهميت ‌فوق‌العاده‌ برخوردار است. سربازان به عنوان کم‌تجربه‌ترين و پرترددترين نيروهاي نظامي در مناطق پيشين عملياتي، آسيب‌پذيرترين افراد نظامي هستند. آنچه مسلم است گذراندن دوره‌هاي آموزش تخصصي و ايجاد آمادگي تجربي و ذهني مناسب در سربازاني که مجبور به حضور در مناطق مشکوک به آلودگي به مواد انفجاري هستند، در کاهش بروز حوادث و تلفات آن موثر خواهد بود. همچنين استفاده از ابزارهاي تشخيص تخصصي و ارتقاي آموزه‌هاي لازم در موارد پرخطر و کارکنان شاغل در مناطق آلوده و تجهيز نيروهاي متخصص پاکسازي کننده ميادين مين، تشخيص و شناسايي مناطق آلوده به مواد منفجره و آموزش اقدامات اوليه و اورژانس‌هاي پزشکي به افراد در معرض خطر در کنار تلاش براي پاکسازي مناطق آلوده از اقدامات موثر در پيشگيري و برخورد نظاميان با مهمات جنگي به‌جامانده از جنگ است.
منابع
1 – Holcomb JB, Mc Mullin NR, Pearse L, Caruso J, Wade CE, Oetjen-Gerdes L, et al. Causes of death in U.S. Special Operations Forces in the global war on terrorism. Ann Surg. 2007 Jun;245(6): 986-91.
2 – Surrency AB, Graitcer PL, Henderson AK. Key factors for civilian injuries and deaths from exploding landmine and ordnance. Inj Prev. 2007 Jun;13(3): 197-201.
3 – Düsel W, Lieber A, Lenz S, Doll D. German education for treatment of penetrating gut traumata in army service. Chirurg. 2005 Oct;76(10): 935-44.
4 – Fox CJ, Gillespie DL, O’Donnell SD, Rasmussen TE, Goff JM, Johnson CA, et al. Contemporary management of wartime vascular trauma. J Vasc Surg. 2005;41(4): 638-44.
5 – Knight B. Forensic Pathology. 2nd ed. Hodder: Arnold Publication; 1996.
6 – Hull JB. Blast: Injury patterns and their recording. J Audiov Media Med. 1992 Jul;15(3): 121-7.
7 – Radonic V, Giunio L, Vidjak V, Boschi V, Baric D, Stipic R. Mine clearance injuries in South Croatia. Mil Med. 2004 Aug;169(8): 642-7.
8 – Soldo S, Puntaric D, Petrovicki Z, Prgomet D. Injuries caused by antipersonnel mines in Croatian Army soldiers on the East Slovenia front during the 1991-1992 war in Croatia. Mil Med. 1999 Feb;164(2): 141-4.
9 – Wade AL, Dey JL, Mohrle CR, Galarneau MR. Head, face and nack injuries during operation Iraqi Freedom II: Results from the US Navy-Marian Corps Combat Trauma Registry. J Trauma. 2007 Oct;63(4): 836-40.
10 – Progmet D, Danic D, Milicic D, Puntaric D, Soldo-Butkovi S, Jelic J, et al. Mortality caused by war wounds to the head and neck encountered at the Slavonski Bord Hospital during the 1991-1992 war in Croatia. Mil Med. 1998 Jul;163(7): 482-5.
11 – ميرهاشمي صديقه، ترياژ در محل حادثه. مقالات پوستر بخش مديريت سومين کنگره بين‌المللي بهداشت، درمان و مديريت بحران در حوادث غيرمترقبه، 23ـ21 آذر 1385. قابل دسترس از: http://congress.basijmed.com/books/1st/abstract/indx.html

نويسنده: پيمان آسترکي MD، مريم احدي MD، سهيلا نريماني MD
————–
منبع: طب نظامي، بهار 1388، دوره 11، شماره 1، صفحات: 61ـ57

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 8 = 11