شهید محمودرضا عابدی

نام: محمودرضا

نام خانوادگی: عابدی استاد

تأهل: متاهل

محل تولد: قوچان-فاروج روستای استاد 

تاریخ تولد: 1344/06/01

محل شهادت / فوت: منطقه عملیاتی والفجر۹- پنجوین عراق

تاریخ شهادت / فوت: 1364/12/03

شهر محل شهادت / فوت: پنجوین

محل دفن: گلزار شهدای خواجه ربیع مشهد

شغل: دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

نحوه شهادت / فوت: منطقه عملیاتی والفجر۹- پنجوین عراق

عملیات مرتبط: منطقه عملیاتی والفجر۹- پنجوین عراق

واحد اعزام: بسیج

تاریخ کشف پیکر مطهر: 1370/17/10

زندگی نامه: محمودرضا عابدی استاد، اول مهر ۱۳۴۴ در یکی از روستاهای شهرستان قوچان متولد شد، زادگاه او دهکده‌ای کوهستانی بود که در میان دره‌های عمیق در کنار رودخانه زیبا واقع شده است. سرتاسر این رودخانه را باغ‌های سرسبزی پوشانده، آب و هوای آنجا در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.مردم این روستا به کار کشاورزی و باغداری مشغول هستند، وی تحصیلات مقدماتی خود را آنجا گذراند و جهت ادامه تحصیلات روانه مشهد شد، ۱۰ سالی را در مشهد زندگی کرد.
محمودرضا، دانشجو سال دوم پزشکی در مشهد بود، به دلیل علاقه زیادی که به نبرد با دشمن داشت راهی جبهه شد در ادامه دست نوشته شهید در خصوص اعزامش به جبهه را می‌خوانیم.
«سپاس فراوان خدای بزرگ و عزوجل را که منت نهاد و نعمت‌های بی‌کران عطا فرمود و ما را از خسارت‌ها با لطف و کرم خود به بالا کشانید تا از همراهی و همنشینی انسان‌های پست و فرو مایه به همدلی انسان‌های پاک و معصوم مؤید گردیم و در کنار آنان همچنان اوج گیریم تا به معبود خویش قربت یابیم.
به گفته امام علی(ع) جهاد دری از درب‌های بهشت است اما این به این معنی نیست که هر کس به آن راه یابد شهادتش نصیبش خواهد شد.جهاد لیاقت می‌خواهد سخت است و شهادت سخت‌تر از آن، اینکه از همه چیز حتی خانواده خویش گذشتن سخت است و نصیب هر کسی نخواهد شد، جهاد کلید رجاعی است، کلید امنیت است، رعب و وحشت در دل دشمنان می‌اندازد و آنها را ضعیف و در مقابل امت اسلام قوی می‌گرداند.
در زمان پیامبر هم عده‌ای نمی‌توانستند به جهاد بروند بسیار ناراحت بودند لیکن امروز جوانان ما گریه می‌کنند که جهاد نصیبشان شود، خوشا به چنین ملتی.
حقیر به عنوان مسلمانی ناچیز و بنده کوچک به همه مسلمانان توصیه می‌کنم که به مسأله جهاد اهمیت بدهند و آن را گرامی بدارند حتی بر جانشان، زیرا این امر قرآن است.
بنده نیز به حکم این که وظیفه شرعی و وطن‌دوستی خویش می‌دانستم به جهاد رفته، امیدوارم خداوند کریم قبول بفرماید و ما را از مجاهدان در راه خود قرار دهد. خداوندا ما چطور می توانیم بر مظلومان ظلم ستانیده و با تجاوز بر خاک آنها خوشحال شویم، چطور می‌شود که نابودی اسلام و کیان آن را در خطر ببینیم و ساکت بنشینیم، خداوندا به حکم تو برخاسته و به جهاد در راه تو حرکت کرده‌ایم.
خوشحالم که موفق شدم همراه کاروان کربلایی به جبهه بروم، ما به کردستان اعزام شدیم جایی که مزدوران آمریکایی قصد داشتند علیه کشورهای اسلامی قد علم کنند که شکست خوردند، دشمنان ما تمام توان خود را به همراه توپ و تانک‌ها به جنگ آورده اما ارتش اسلام با ایمان و عشق به خدا با شهادت خود توانست بر دشمن پیروز شود.
با ورود به جبهه در واحد تخریب تیپ ویژه شهدا، آموزش‌هایی جهت خنثی کردن مین و نیز ایجاد انفجار در موقع‌های ضروری دیدیم. در ابتدای جنگ تجربه چندانی نداشتیم اما بعد از گذراندن آموزش‌های لازم در طول جنگ بر تجربیاتمان افزوده شد». دآور می‌شود، شهید محمودرضا عابدی استاد، دانشجو سال دوم پزشکی در مشهد، سوم اسفند ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۹ شرق سلمانیه با اثابت ترکش به شهادت رسید و بدن او مفقودالاثر و پس از تفحض پیدا و در خواجعه ربیع تشییع شد.

وصیت نامه: وصیت نامه دانشجوی شهید محمود رضا عابدی استاد:
بسم الله الرحمن الرحیم والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله به اموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله اولئک هم الفائزون سپاس فراوان خداوند بزرگ و متعال و عزوجل را که بر ما منت نهاد و نعمت های بی کران عطا فرمود و ما را از حقارت های بیکران با لطف و کرم خود به بالا کشانید تا از همراهی و همنشینی انسان های پست و فرومایه و اسفل السافلین به همدمی انسان هایی پاک و معصوم موید گردیم و در کنار آنان همچنان اوج گیریم تا به معبود خویش قربت یابیم. به گفته علی (ع) جهاد دری از درهای بهشت است اما این به این معنی نیست که هر کس به آن راه یابد. شهادت لیاقت می خواهد. جهاد نیز لیاقت می خواهد. خیلی سخت است جان را به کف نهادن و از همه چیز حتی خانواده خویش گذشتن. اما آنان که عشق خدا بر سرشان تلفح دارد و فریاد مظلومین و مستضعفین گوششان را خراش می دهد چطور می توانند به راه خدا را نگیرند و راه جهاد را پیشه نکنند. جهاد کلید رهایی است، کلید امنیت است. رعب و وحشت در دل دشمنان می اندازد و آنها را ذلیل و در مقابل، امت اسلامی را قوی و پرخروش می گرداند. در زمان پیغمبر (ص) عده ای که نمی توانستند به جهاد بروند حالا به هر علتی بسیار ناراحت بودند. لیکن امروز جوانان ما گریه هم می کنند، خوشا به چنین ملتی. حقیر به عنوان مسلمانی ناچیز و بنده ای بسیار کوچک به همه مسلمانان توصیه می کنم که به مسئله جهاد اهمیت بدهند و آن را گرامی بدارند، حتی بر جان هایشان. زیرا این امر قرآن است که اینان پیروزند. بنده نیز به حکم این که وظیفه شرعی و وطن دوستی خویش می دانستم به این کار همت گمارده ام و امیدوارم خداوند کریم قبول بفرماید و ما را از جمله مجاهدین راه خود قلمداد نماید. بارخدایا! ما چطور می توانیم دستور تو را و ظلم بر مظلومین را و ستم بر محرومین را و تجاوز بر مسلمین را و خونخواری دشمنان را و نابودی اسلام را و کیان اسلامی را در خطر ببینم و ساکت بنشینم. خدایا به حکم تو برخاسته ایم، ما را قائم بدار و یاریمان کن که همه امید ما در مقابله با دشمنان غدار و جهانخوار تو هستی. و اما بعد باری اگر خدای عزوجل بر بنده حقیر خویش منت فراوان نهاد و بنده را لیاقت عطای فیض عظمایی نمود و همواره شیفته آنم و دنبالش و اگر بنده چنین لیاقتی داشتم که به مقام بالایی که اولیاء و امامان معصوم ما به آن رسیدند البته آنها بسیار والاترند و اگر بنده حقیر لیاقت داشتم که مورد لطف خدایی قرار گیرم و به فیض بزرگ شهادت برسم بر شماست که برایم خوشحالی کنید. بر شماست که لباس شادی بپوشید، بر شماست که خدا را شکر کنید و بر شماست که شهدا را در کل و راه آنان را از یاد نبرید و همواره در آن راه ثابت قدم باشید. راه ما، راه پر خرج است ما با خون های هزارها جوان به اینجا رسیده ایم مفت آن را از دست ندهید. نکند به خاطر ناراحتی، توهینی به رهبر انقلاب اسلامی و یا مسئولین مملکت اسلامی و یا خون شهدا بکنید که این زهر است برای همگی و ما. اصولا انسان در از دست دادن چیزی ناراحت می شود و به خدا، کسی که شهید می دهد چیزی از دست نداده و بلکه بدست آورده. پس ناراحتی چرا؟ همواره خوشحال باشید، امیدوارم خدای بزرگ به شما اجر فراوان عطا کند. مواظب باشید که شیطان گولتان نزند. ان شاء الله خداوند شما را هدایت فرماید. اما اینکه عده ای ما را فریب خورده می دانند و ما را نادان تلقی می کنند، اینان گمراهانی هستند که از جهل ما را گمراه و خود را در راه می دانند. در صورتی که چنین نیست همچون کبکی هستند که سر در برف کرده اند و چون کسی را نبینند فکر می کنند که کسی نیز آنها را نمی بیند. اینان سر در لحاف دارند و خوشی آن را دیده و چشمان را به روی حقایق بسته اند، امیدوارم کسی از ماها از این فرقه نباشند. و نیز امیدوارم تحت توجه ولی عصر (عج) و لطف خدای کریم همواره در راه حق ثبات قدم داشته باشیم و همواره مسلمان و مسلمانی آگاه و وظیفه شناس و مسئول باشیم و بر خود اجازه ندهیم که دشمنان خدا دین اسلام و مسلمین را حقیر و خوار بشمارند و امیدوارم که شما تداوم بخش راه خونین حسین و سایر شهدای اسلام باشید. خدا را از یاد نبرید و از خود هوشیاری نشان دهید و اجازه ندهید اسلام در خطر بیافتد. عرایض فراوان است و وقت تنگ، از خدای بزرگ پایداری در راه حق تمنا دارم. ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و النصرنا علی القوم الکافرین مشهد مقدس ــ محمود رضا عابدی استاد 1362/04/27