شهید عبد المجید عراقی زاده

شهید عبد المجید عراقی زاده

نام: عبدالمجید

نام خانوادگی: عراقی زاده

محل تولد: بندر عباس

تاریخ تولد: مرداد 1336

مدرک تحصیلی: فوق دیپلم ریاضی

سمت: امدادگر

شغل: جانشین بهداری لشکر 14 امام حسین(ع)

عملیات منجر به شهادت: خیبر

نحوه شهادت: اصابت ترکش به شکم

زندگی نامه:

مرداد ماه سال 1336 در یک خانواده مذهبی در بندرعباس چشم به جهان گشود. پدرش برادرزاده علامه شهید آیت الله حاج علی وکیلی، امام جمعه لارستان در عهد رضاخان و مادر ایشان نوه دختری این علامه شهید بود. پدر او که خود معلم قرآن و پایبند به اجرای قوانین شرع بود، از همان اوان کودکی وی را تحت تربیت های اسلامی قرار داد. از همان موقع در حالی که شاید 12 سال بیشتر نداشت نماز و روزه را شروع کرد و با قرآن و تعالیم اسلامی آشنا شد، در مراسم مذهبی با شوق و ذوق فراوان فعالانه شرکت می کرد.
ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بندرعباس به پایان برد و پس از طی دوره دانشسرای عالی کرمان و اخذ مدرک فوق دیپلم ریاضی، خدمت سربازی خود را به صورت معلم در بخش فین بندر عباس آغاز نمود. در همین زمان بود که انقلاب اسلامی به رهبری مجاهد کبیر امام خمینی، با قدرت و شدت رژیم طاغوت را در هم می کوبید و عبدالمجید نیز پا به پای دیگر همرزمانش ضمن حفظ ارتباط با نیروهای فعال در بندر عباس به افشاگری علیه رژیم طاغوت پرداخت و در بالا بردن بینش علمی، سیاسی و انقلابی دانش آموزان همت والایی از خود نشان داد.
هنگامی که فرمان امام مبنی بر اعتصاب سراسری را دریافت نمود مدرسه را تعطیل و آن را به کانون گرم و فروزان مبارزه علیه رژیم سرسپرده شاه تبدیل نمود. با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357، شهید عراقی زاده که خدمت سربازی خود را به پایان رسانده بود به بندر عباس آمده و به عنوان معلم ریاضی در مدرسه شهید سام پور به انجام وظیفه پرداخت و در سنگر آموزش و پرورش فعالیتهای خود را در بعد تازه ای آغاز نمود. عشق و علاقه وافری به تربیت اسلامی و رشد و شکوفایی دانش آموزان داشت. با آغاز حملات وحشیانه و متجاوزانه رژیم عراق به میهن اسلامی به حراست از حریم مقدس انقلاب پرداخت و به جبهه های نبرد شتافت.
در عملیات شکستن حصر آبادان تعداد زیادی مجروح در کناری قرار داشت، آقا مجید دستور داد تا سریعا به اورژانس و بیمارستان منتقل شوند و این در حالی بود که اکثر مجروحان، عراقی بودند. به آقا مجید گفتیم: اکثر این مجروحها عراقی هستند! او گفت: آنها انسانند و الان به کمک ما نیاز دارند.
سردار شهید عبدالمجید عراقی زاده اواخر سال 1359 از جبهه کوت شیخ به جبهه دارخوین منتقل گردید و چون در امداد مهارت داشت به بهداری منتقل شد و در نقش امدادگر مشغول به کار گردید .از همان اوایل توانایی بالای خود را برای احراز مسئولیت در بخش امداد نشان داد. او در این سمت حضوری تاثیر گذار داشت .از عملیات فرماندهی کل قوا تا عملیات خیبر که به یار پیوست، در پست های قائم مقامی و فرماندهی بهداری مشغول خدمت بود.
او دبیر نمونه و معلم ریاضی دبیرستان های بندرعباس بود به طوری که هر گاه به قصد مرخصی به شهر بندرعباس می رفت آموزش و پرورش با تمدید مأموریت او مخالفت می کرد و به او پیشنهاد مسئولیتهای مهمی را می داد ولی شهید عراقی زاده از قبول مسئولیت امتناع کرده مجدداً به جبهه نبرد باز می گشت. در جبهه نبرد در اورژانس های عقب جبهه نمی ماند دوست داشت در نزدیک ترین اورژانس خط مقدم قرار گیرد تا بتواند از وضعیت دشمن اطلاع کافی و دقیق به دست آورد. 
در عملیات خیبر، پس از آنکه به نحو عالی از عهده اداره امور مربوطه برآمد، در خط مقدم جبهه از ناحیه شکم مورد اصابت ترکش قرار گرفت و قبل از رسیدن به بیمارستان پر کشید و به دوست پیوست !

خاطرات:

 شجاعت

در عمليات شکستن حصر آبادان مسئوليت محور کنار کارون به عهده سردار شهيد عراقي زاده بود. بي سيم چي او تعريف مي کرد: شب که عمليات شد. آقا مجيد بعد از رتق و فتق امور همراه با تک تيراندازها به دل دشمن رفت و تا صبح فردا از او خبري نشد تا اينکه به من گفت: حاجي کشفي را بگير مي خواهم با او صحبت کنم، وقتي تماس بر قرار شد به من گفت: من الان در سنگر فرماندهي عراقيها هستم. سنگرهاي محکم و خوبي براي اورژانس است، اينجا مي نشينيم تا امکانات و نيروي بهداري را براي استقرار بياوري.                  راوی: حاج یوسف کشفی آزاد

 

پس از شهادتش بندرعباس در ماتمي عظيم فرو رفت. در آخرين مرتبه اي که در بندرعباس بود براي خانواده اش مشخص گرديد که ايشان مجروح است ولي موضوع را مخفي نگه داشته بود. در طي دوره نقاهت مرتب روزه مي گرفت.
نماينده حضرت امام و امام جمعه بندرعباس بعد از شهادت ايشان فرمودند: ايشان با اينکه تنها حقوق کارمندي دريافت مي داشته، وجوهات شرعي خود را دقيقا پرداخت مي نموده است.                                                                 راوی: حاج یوسف کشفی آزاد

نعمت خداوندی

او در پاسخ به پيشنهاد خانواده مبني بر بازگشت به مدرسه و تشکيل خانواده و اخذ زميني جهت ساختن مسکن، مي گويد: من اکنون کار بزرگتر و مسئوليتي خطير بر عهده دارم و اگر چه نهايت عشق و علاقه من شغل معلمي است اما در برابر اسلام و خونهاي برادران همرزمم مسئول هستم. شهيد عراقي زاده با وجود اينکه دبير نمونه سال استان هرمزگان معرفي شده بود و به ايشان در آموزش و پرورش پيشنهاد مسئوليت هاي مهم مي دادند ولي به خاطر اهميت راهي که در پيش گرفته بود قبول نمي کرد و مي گفت: در نهايت دو متر زمين لازم داريم که اگر جسد مان پيدا شد ما را در آن زمين دفن کنند، آن را هم خدا، خود خواهد رساند. ايشان طي صحبتي براي برادرشان گفته بود: خيلي خوشحالم که راه خود را به درستي دريافتم و خداوند خيلي به من لطف داشت.آري او خدمت در جبهه را نعمت خداوندي مي دانست و نرفتن به جبهه را کفران نعمت!

                                                                                                                راوی: حاج یوسف کشفی آزاد