شهید رضا اتحادی

زندگي نامه شهيد رضا اتحادي( کرمان)

شهيد رضا اتحادي در سال 1341 در يکي از روستاهاي شهرستان بم به نام کهرک و در خانواده اي مذهبي پا به عرصه گيتي نهاد. رضا اولين فرزند خانواده بود و والدينش علاقه وافري به او داشته و او را نظر کرده اهل بيت مي دانستند چرا که وقتي سه سال بيش تر نداشت از ارتفاع هفت متري به پايين افتاده بود اما به طور معجزه آسايي زنده مانده بود.

با ورود رضا به دبستان، ويژگي هاي جديدي در او نمايان گشت؛ از جمله هوش و استعداد بالايي که از کنجکاوي ها و سوالات زيادي که از معلمانش مي پرسيد پيدا بود و به همين دليل معلمانش معتقد بودند که او مي تواند به صورت جهشي درس بخواند.

سال دوم دبستان بود که عکس او را به عنوان شاگرد ممتاز در مجله کيهان بچه ها چاپ کردند و هر گاه دانش آموزان کلاس هاي بالاتر از حل مسئله اي باز مي ماندند به دنبال رضا مي آمدند تا او به سوال آن ها پاسخ دهد.

هنوز دوره دبستان را به پايان نبرده بودکه به همراه خانواده به شهر بم مهاجرت کردند و در آن جا وارد مدرسه ابتدايي جديدي شد و چون شاگرد ممتازي بود او را با اشتياق پذيرفتند. پس از اتمام موفقيت آميز اين دوره، در سال 55 وارد دبيرستان شده و در رشته رياضي فيزيک به تحصيل پرداخت.

او پس از اخذ ديپلم در سال 1360 وارد سپاه شده و براي طي دوره بهداشت و درمان به شيراز عزيمت نمود. در آن جا پس از گذراندن دو ماه آموزش به منطقه اعزام گشته و در بهداري لشکر مشغول خدمت به رزمندگان اسلام شد.

در سال 63 در رشته مهندسي عمران دانشگاه فردوسي مشهد پذيرفته شد و به طور هم زمان هم در منطقه حضور داشت و هم واحد هاي درسي دانشگاه را طي مي نمود.

او در همه عمليات ها بسيار فعال عمل مي کرد و همه هماهنگي هاي لازم را جهت انتقال مجروحان انجام مي داد. در همين زمان مسئوليت بهداري لشکر ثارالله را بر عهده اش نهادند. او با توجه به تجربه خوبي که در انتقال مجروحان پيدا کرده بود، پست هاي امدادي مجهزي را در خط مقدم تشکيل داده، مجروحان را در آن جا تخليه کرده و نهايت کار را براي نجات جانشان انجام مي داد.

نيرو هاي زيادي تحت امر شهيد اتحادي خدمت مي کردند از آدم تحصيل کرده که پزشکان متخصص بودند تا افراد عادي و بي سواد، جالب اين بود که همه اين نيروها از دست او راضي بودند.

مرحوم دکتر آئين درباره او مي گويد: من در اورژانس صحرايي خدمت مي کردم و ايشان مسئوليت را به من واگذار نموده بود، در اين دوره با تمام برادران کادري و بسيجي، بهيار و پرستار با تواضع و فروتني برخورد مي کرد. هميشه با افراد مشورت مي کرد، شخصيت بسيار آرامي داشت، به خاطر شجاعت و شهامتي که داشت کم تر از وسايل ايمني استفاده مي کرد. به پزشکان اعزامي خيلي احترام مي گذاشت. هر گاه در صورت او نگاه مي کرديم از خدا مي ترسيديم و به يادش مي افتاديم.

سرانجام شهيد رضا اتحادي در بيست و يکم دي ماه سال 63 و در عمليات کربلاي 5 واقع در منطقه شلمچه هدف گلوله دشمن قرار گرفت و در همان منطقه به اجر زحمات و دلاوري هاي خود دست يافته و به فيض عظيم شهادت نائل گشت.