بيانات مقام معظم رهبري (مدظله العالی) در بيمارستان شهيد بقايي

بسم الله الرحمن الرحيم

اولا اظهار مسرت و خوشبختي خودم را از حضور در جمع شما برادران عزيز و کارکنان خدوم اين بيمارستان عرض مي کنم و اين را حقيقتا براي خودم يک توفيق به حساب مي آورم و از خداي متعال بر اين توفيق سپاسگذارم. ثانيا لازم مي دانم قبل از هر سخني به شما برادران عزيز و گرامي به خاطر خدماتتان و زحماتتان و تلاشتان، اين تلاش ارزشمند و مخلصانه صميمانه سپاسگذاري کنم. کارتان کار با ارزشي است. خدمات بيمارستاني امروز به شکل مضاعفي داراي ارزش است. هر پزشکي و هر پرستاري و تکنيسيني و هر نوع خدمت گزاري در کار يک بيمارستان در حال معمولي يک عمل انساني و اخلاقي انجام مي دهد. عملي که خيلي هم با ارزش است و هر کسي هم که مريض شده باشد و کسي هم نيست که مريضي را لمس نکرده باشد تصديق مي کند که هر پزشک، هر پرستار، هر کمک کننده ي يک بيمار چقدر کارش از لحاظ انساني داراي ارزش است اين براي حال معمولي است. اما هنگامي که اين درمان و معالجه و خدمت و پرستاري و پشتيباني در کنار جنگ قرار گرفت آنوقت ارزش انساني ديگر نيمي از ارزش اين کار خواهد شد يعني يک عنصر جديد بوجود مي آيد، يک ارزش جديد بوجود مي آيد و آن ارزش نظامي است، ارزش جهادي است. يک مجاهدت در راه خداست، يک مبارزه با دشمنان خداست. فرض کرديم يک انساني را که رزمنده اي را از بيماري و جراحت و مرگ نجات مي دهد، اين چقدر ارزش دارد؟ آن انساني که با تلاش خودش، با طبابت خودش، با رسيدگي خودش، با پرستاري خودش، با پشتيباني خودش، با هر نوع همکاري خودش موجب مي شود تا اين رزمنده توان و قدرت و نشاط و حيثيت جنگيدن پيدا کند که اگر اين نباشد او اينها را پيدا نخواهد کرد. اين چقدر ارزش دارد؟ ارزشش در جنگ غير از جنبه ي انساني قضيه، خوب اين هم مربوط به اجر شما و تلاش شما که پيش خدا چقدر ارزشمند است. من يقين دارم واقعا مثل اين چراغ روشن است براي من، شما که اينجا نشسته ايد با انگيزه ي خدمت، هر که هستيد در هر مرتبه ي علمي يا عملي يا خدمتگزاري که آمديد و به عنوان يک روحاني بيايم و به او خداقوتي بگويم. شما شرفتان و افتخارتان بسيار بالاست بخاطر آن اخلاصتان، بخاطر آن نيتتان، بخاطر آن انگيزه و ايماني که شما را کشاند آورد تا به اين مجروحين و اين رزمندگان و بندگان صالح خدا خدمت کنيد. خوب اين هم حرف دوم که سپاسگذاري و تشکر از شما بود. يک حرف ديگر هم بگويم و بعد همه مان برويم دنبال کارمان چون همه کار داريم هم شما، هم من.

ما پيروزيم، ما قدرتمنديم، ما مي توانيم پيش برويم، ما مي توانيم پرچم اسلام را نگه داريم، خدا اين توان را به اين ملت داده است. اين رهبري که امروز اين ملت از او برخوردار است يک رهبري استثنائي است. من مبالغه نمي کنم من در زندگي رهبران مطالعه کردم بسياري از اين رهبران انقلاب هاي عصر جديد را مي شناسم. نداريم، نداشتيم، اين ملت يک ملت نمونه است.حقيقتا با ارزش است و جوهر ايمان در او بسيار برنده است. البته ما عيب هايي هم داريم وعيب هايمان را هم بايد بفهميم. گاهي اوقات يک خوش باوري هايي، يک ساده لوحي هايي گوشه و کنار پيدا مي شود. ضعف هايي گاهي اوقات نشان مي دهيم ولي آن جوهر و بنيه، بنيه ي بسيار مستحکمي است و مي توانيم پيروز بشويم البته شرط دارد. همه ي اين امتيازاتي که من گفتم ناشي از ايمان است. اگر ايمان نبود همه ي اينها خواهد رفت و لذا قرآن به ما مي گويد و لاتهنوا سست نشويد، و لا تحزنوا اندوهگين مشويد و انتم الاعلون خطاب به يک يک ماست شما هستيد برتران، اما ان کنتم مومنين قوم و خويشي با خدا نداريم.

بني اسرائيل اشکال کارشان اين بود که خودشان را قوم وخويش خدا دانستند.قالوا نحن ابناء الله و احباه، گفتند ما رفقاي خدا هستيم، قوم و خويش هاي خدا هستيم. آدمي که قوم و خويش شد تقيدش از بين مي رود، وقتي ارتباط قوم وخويشي کسي با خدا داشته باشد خوب پارتي اش قوي است، ديگر کار چرا بکند؟ تلاش چرا بکند؟ گوش نکردند، پدرشان درآمد. اخلاص به خرج ندادند، پدرشان درآمد. صداقت به خرج ندادند، پدرشان درآمد.ما قوم و خويش با خدا نيستيم. ما بندگان خدا هستيم. اگر صالح بوديم کارمان پيش خواهد رفت، اگر صالح نبوديم کارمان دشوار خواهد شد. اين را به عنوان يک درس، به عنوان يک مبناي کاري، به عنوان چيزي که هيچ تخلف و تخطي ندارد، بايد هميشه يادمان نگه داريم. برادران عزيز سلامت و صلاح در عمل و انگيزه و ايمان شرط اصلي کار است.

شما رزمندگاني که در اين جمع هستيد که خيلي خوب داريد کار تان را انجام داديد و باز هم انجام بديد و يک بار ، دوبار ندارد جهاد تمام شدني نيست. کار خوب هم يک بارش براي هميشه ي عمر کافي نيست. بايد مستمر باشد، هميشگي باشد، رفتيم، جنگيديم. نگوييم، رفتيم سهممان را انجام داديم، سهم نداريم. همه ي وجود ما سهم خداست، همه اش. انا لله، ما مال خداييم. همه اش سهميه ي خداست. اين که من يک بار انجام دادم، يک سال انجام دادم، اين نمي کند کار را، البته يک سازماندهي درست مشخص مي کند نيروها چقدر بايد بيايد، کي بيايد، چه موقع بيايد، اينها هست. خوب يک مقداري هم مي ماند براي کارهاي معمولي زندگي. اما اگر درست نگاه کنيد همه براي اوست و هيچي براي ما نيست.

اين که شما رزمندگان هستيد و شرف داريد و اخلاص داريد، البته رزم را فراموش نکنيد و وظيفه را و مغرور هم البته نشويد که اگر مغرور شديد ديگر تمام مي شود و شربت معطر شيرين خوشرنگ قطره اي در آن يک چيز نجس خواهد افتاد، ضايع مي کند و هيچ به درد نمي خورد . اگر ما غرور پيدا کرديم اين جام گواراي فداکاري ما با آن قطره ي نجس از حيثيت و ارزش خواهد افتاد. اما شما برادران عزيز کارکنان بيمارستان و پزشکان و مديران و مسئولان که واقعا ما به شماها اين چند روزه بيش از گذشته ارادت پيدا کرديم. اين آقاي دکتر رجايي،آقای فتحيان و بقيه ي برادران عزيزي که هستند و در آن بيمارستان هم خدمتتان رسيديم بعضي ها را، حقا و انصافا کارتان با ارزش است و بيش از آن چه گفتم چه بگويم که وقت هم خيلي نگذرد. اين کار را قدر بدانيد. حقيقتا کار با ارزشي است. ما آن شب اين حديث را براي برادرها از پيامبر اکرم خواندم که مي فرمايند: رحم الله امراً عمل عملاً فاتقنه و يعني خدا رحمت کند آن کسي را که کاري را انجام بدهد و محکم و متقن انجام بدهد. دقيق بدون هيچگونه اغماضي از شرايط، کامل و تمام کار را انجام بدهيد وانشاءا لله که خداي متعال هم با شما خواهد بود و ان الله لمع المحسنين ، خدا با محسنان است و نيکوکاران که شما هستيد. خوب خيلي خوشحاليم که اين ديدار دست و داد و انشاءالله که خيلي هم طول نکشيده باشد که هم شما و هم ما از کارمان نيفتاده باشيم.

سال 1367