روایت فرشتگان نجات

 اثر نام حضرت علی (ع)

یکی از دوستان درشت هیکل ما را به سختی شکنجه کردند. در اثر ضربات وارد بر شکم، دچار پارگی اثنی عشر شد و در حالی‌که خون بالا می‌آورد، وارد آسایشگاه ما شد. اسهال خونی و استفراغ خونی در کمتر از یک ساعت، باعث شد که حجم زیادی از خون خود را از دست داده و در شرف مرگ قرار گیرد. 

من که نبض او را در دست داشتم، احساس کردم که نبضش کاملا ضعیف می‌زند. دقایقی بعد، نبض او دیگر احساس نشد و چشمانش به تاریکی گرایید. به او گفتم: «فلانی، شهادتین خود را بگو!»

به محض اینکه نام حضرت علی را بر زبان جاری نمود، قلبش شروع به تپیدن کرد و نبضش بازگشت. من فریاد زدم که او زنده است. عراقی‌ها او را به بیمارستان منتقل کردند.

ایشان پس از ده روز بستری شدن، درحالیکه سی کیلو وزن کم کرده بود، به اردوگاه بازگردانده شد.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 1 =