دکتر حسنعلی محبی




بسم الله الرحمن الرحیم من دکتر حسنعلی محبی هستم متخصص جراحی و فوق تخصص جراحی سینه یا تراکس و عضو هیئت علمی دانشگاه هستم ما اولین عملیاتی که شرکت کردیم سال ۶۲ بود خیبر در بهمن و اسفند سال ۶۲ شرکت کردیم یه تیم اعزام شدیم خاطرات زیادی چون اولین بار اعزام بود برای من از اون اعزام مونده به عنوان نمونه ام که اولا خوب ما با اتوبوس رفتیم پادگان دوکوهه همون پادگان دوکوهه معروفی که خوب الان اسمش هست و ساختمان هایی که رزمندگان درش حضور داشتند و ما در چند روز در اون حالت روحی و روانی که رزمنده ها در آنجا بودند ما قرار گرفتیم نمازهای جماعت خیلی باشکوه برگزار می‌شد و خیلی باشکوه بود برامون یادم حتی دعای کمیل ما اونجا بودیم در همون دوکوهه و در اون شب خیلی سردم بود چون توی زمستون بود و شب سرد بود خیلی از رزمنده ها در همون اوایل دعای کمیل در حالت سجده قرار گرفتند و تا آخر ۲ کمیل رو در سجده زمزمه کردند خوب بعداً هم اعزام شد ما که اونها رو نمی شناختیم تا اینکه بعد از چند روز ما هم اعزام شدیم خیلی جالب بود تا اینکه ما رو بردن به منطقه با چراغ های خاموش که برای ما خیلی تازگی داشت یعنی آمبولانس کاملاً چراغ خاموش با همون نور مهتاب که در مسیر بود و راننده می دید ما رو بردن در واقع در یه جایی پیاده کردند و گفتن همین جا نزدیک به منطقه هست و سر و صدا نکنید و همین جا اسکان کنید اسکانی که ما داشتیم در واقع چاله هایی بود که کنده شده بود بعد فهمیدیم این چاله ها محل استقرار تانک ها بوده که حالا بعداً تو این چاله هایی که محل استقرار تانک ها بود تعداد پتو گذاشته بودند همونجا بگیرید استراحت کنید ما هر کدوم یه چهار پنج تا پتو برداشتیم تو اون سرما و خلاصه خوابیدیم تا صبح و فهمیدیم که تازه کجا هستیم جایی که مستقر شده بودیم محل اورژانس تیپ ۲۷ بود در واقع ما جزو تیپ لشکر ۲۷ شده بودیم به عنوان نیروهای پزشکی بهداری اونجا که ما بودیم محل استقرار اورژانس  لشکر بود ولی خیلی جالب بود ما صبح که بیدار شدیم و منتقل دیدیم که تعدادی سوله بود که توی اونها مشغول کار بودند دوتا محل خالی را به ما نشان دادند که گفتن یکی رو باید برای خودتون سوله درست کنید که مثل همین محل‌های تانک بودم منتها یه خورده طولانی تر بود که یه حالت سالنی مانند داشت و افرادی بودند که کمک می‌کردند و ما تونستیم در چند روز سوله خودمون رو درست کنیم و امکاناتی که بود شن پر می‌کردیم و اونجا قرار می دادیم و کلاف های آهنی بود که یادمه روی این کلاف ها ورق های گالوانیزه میزاشتیم و پیچ میکردیم با سیم اونا رو محکم میکردیم و بعد روی اونا گونی های شن میزاشتیم و بالاخره روی اونا و برامون جالب بود که محل استقرارمون خودمون درست کردیم به عنوان دانشجوی پزشکی رفته بودیم منطقه عملیاتی محل اسکان خودمون درست کردیم