بيمارستان‌هاي بيمار!

بيمارستان‌هاي بيمار!

بسم الله الرّحمن الرّحيم
مروري بر وضع فلاکت بار بهداشت و درمان کشور
مسئله سلامت و بهداشت جسم و روح يکي از مسائلي است که از دير زمان مورد توجه انسان‌ها بوده و هست و در جوامع مختلف به تناسب امکانات موجود و يا هم چنين موقعيت اجتماعي، سياسي حاکم بر آن جامعه در اين رابطه پيشرفت‌ها و يا متأسفانه پس رفت‌هايي داشته اند و در بعضي از جامعه‌ها مثل ايران دوران طاغوت در هر دو بعد سير نزولي طي مي‌کرده اند.
ناگفته نماند آنها هم که در اين مورد پيشرفت‌هائي داشته اند به علت عدم هماهنگي بين برقراري سلامت جسم و روح اينک با مشکلات عظيمي روبرو شده اند. به عنوان مثال کشورهاي اروپايي و آمريکايي با اين که در بعد بهداشت جسم به موفقيت‌هاي شاياني دست يافته اند اما به خاطر بي توجهي به بهداشت بعد ديگر يعني روح در حال حاضر به بن بست رسيده اند اگر چه در اين راه هم تلاش‌هايي کرده اند اما به خاطر گسترش مراکز فساد و فحشا و بي بندو باري و مشروب خواري که از عوامل مهم بوجود آورندة چنان بيماري‌ها مي‌باشد تلاش شان بي نتيجه مانده است.
با آن که در اين باره سخن بسيار است اما در اين مختصر ما بر آن نيستيم که وارد آن مقوله شويم بلکه هدف ما از نوشتن اين مقاله گزارش گونه، گذري است بر وضع درمان و بهداشت و درمانگاه و دارو و بالاخره گفتگوهائي داريم با پزشکان زمان فعلي در کشور خودمان که اکنون بسيار کمياب شده اند و چون کيميا خريدار دارند و مطلب را از همين جا آغاز مي‌کنيم يعني علل و موجبا کيميا شدن اين قشر بعضاً يا اکثراً فداکار و مؤمن به اسلام، انقلاب اسلامي؛ وطن و خلاصه متعهد به حرفه مقدس پزشکي است.
پيش از آن که وارد اين بحث شويم متذکر مي‌شويم آن چه ما بيان مي‌کنيم نه همه مشکلات، راه حل‌ها يا عوامل بوجود آورنده مشکل‌ها هست بلکه گوشه بسيار ناچيزي از آنها و برداشت ناچيز نگارنده مي‌باشد.
و اما در مورد کميابي پزشک در اين زمان بايد بگوئيم که متأسفانه رژيم وابسته پيشين که هدفي جز وابسته کردن کشور به بيگانگان به ويژه غرب جنايت کار نداشت در اين مورد نيز تا حدود زيادي اگر نگوئيم صد در صد ما را وابسته نمود و راه‌هاي رسيدن به خودکفايي در اين مورد را به کلي مسدود نمود به طوري که در حال حاضر با اين که پزشکان متعهد و مسئول چندين برابر بر تلاش خود افزوده اند با اين حال تا رسيدن به خودکفائي و هموار کردن راه‌هاي رسيده به آن فرسنگ‌ها فاصله است و آن چه باعث حادترين اين مسئله شده نفوذ فرهنگ شاهنشاهي که زائيده فرهنگ استعماري بود در اعماق اذهان بعضي از پزشکان اين کشور مي‌باشد همان‌هايي که بلافاصله پس از فرار شاه زندگي بدون شاهنشاه را عملاً غيرممکن ديدند و در پي او راه ديار شاهان يا شاه پروران شدند و عيش و نوش در غربت و همراه ذلت را به زندگي عزت بار و سعادت مندانه در ميهن خويش ترجيح دادند و درست در زماني که ملک آباء و اجداديشان سخت به وجودشان نياز داشت بار و بنة سفر بستند و ترک وطن کردند و از آنجائي که استفاده از زور و ارعاب و تهديد مخالف اصول اوليه انقلاب اسلامي بود هيچ يک از مسئولان مانعي در برابر اينان در هنگام فرار ايجاد نکردند و بدين وسيله اولين ضربات مهلک بر پيکر نيمه جان دستگاه‌هاي درماني وارد آمد و عدة کثيري از پزشکاني که با استفاده از امکانات اين خلق محروم و مستضعف پزشک شده بودند با زير پا گذاشتن تمام تعهدهاي انساني و الهي وقيحانه به خلق دهن کجي نموده و او را با تمام دردهايش به حال خود رهايش کردند و رفتند تا براي ارضاء غرائض حيواني خود راه‌هاي ساده تري را برگزينند.
در همين حال، تعداد زيادي از مجروحين و معلوليني که از دوران انقلاب در بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها به جاي مانده بود باعث شد تا اين کمبود محسوس تر شود و علاوه بر اين‌ها جنگي که استعمار از طريق عاملش صدام بر ما تحميل کرد و مجروحان تازه اي که آفريد باعث گرديد تا نيروي عظيمي از پزشکان و درمانگاه‌هاي موجود را به خود اختصاص دهد و بسياري از پزشکان عاشق اسلام و انسان را به جبهه‌هاي نبرد حق و باطل بکشاند و آن را به مداواي جراحت‌هاي مجاهدان وا دارد بدين ترتيب از يک طرف فرهنگ استعماري، عده اي از پزشکان استعمار زده را با خود برد و از طرف ديگر جنگ تحميلي عامل استعمار (صدام) تعداد کثيري از پزشکان و پرستاران متعهد و مؤمن را به جبهه‌هاي جنگ کشانيد و در اين گيرودار بعضي از پزشکان که نه انقلابي بودند نه ضدانقلاب چون از جنگ مي‌ترسيدند و بعضاً مليت‌هاي غيرايراني نيز داشتند از کشور رفتند و همه اين عوامل به علاوه بي برنامه گي و کم توجهي به تربيت پزشک متعهد جديد باعث شد تا اين مشکل هميشگي اين مردم مشکل تر از هميشه شود. آخرين نکته اي که به آن اشاره شد يعني نداشتن برنامه صحيح براي دگرگوني اساسي در امر طب کشور در اين دو سال و اندي و بها ندادن به اين مسئله، مسائل مختلفي را بوجود آورده که هر چه بر عمر آن مي‌گذرد حل آن مشکل تر مي‌شود گر چه کارشکني‌ها و سنگ اندازي‌هاي پيدا و نهان ضدانقلابيون وابسته به گروهک‌هاي چپ و راست را در اين مورد نبايد از نظر دور داشت اما اين که با هر مشکل و کمبودي که مواجه شديم آن را به گردن اين و آن يا طاغوت بيندازيم نيز صحيح و اصولي نيست و حتي خود اين طرز فکر نيز طاغوتي است چرا که به طريقي شانه از زير بار مسئوليت خالي کردن است واقعيت اين است که در اين دو سال و اندي که از انقلاب مي‌گذرد براي رفع اين کمبود يا حل اين مشکل که يکي از مشکلات اساسي کشور مي‌باشد اقدامات اساسي صورت نگرفته اگر هم گرفته بسيار ناچيز بوده و بسياري از طرح و برنامه‌ها از مرحله شعار و برنامه ريزي در روي کاغذ فراتر نرفته و در بعضي از موارد خودمحوري‌ها و غرورهاي بيجا و غرض ورزي‌هاي شخصي نيز باعث شد تا کساني هم که طرحي داشتند و مي‌خواستند کاري بکنند نتوانند طرح خود را عملي سازند.
يکي ديگر از عواملي که باعث به وجود آوردن اين مشکلات شده عدم توزيع عادلانه پزشک در نواحي مختلف کشور و يا در خود تهران مي‌باشد و حقيقتاً اين قصه تأسف بار را کجا بايد گفت که در يک کشور انقلابي مسلمان بعد از گذشت 5/2 سال از پيروزي انقلاب اختلاف طبقات به حدي باشد که در جنوب شهر آن با 5/3 ميليون نفر آدم امکانات درماني و بهداشتي آن 4 برابر کمتر از امکاناتي باشد که در شمال شهر مورد استفاده کمتر از 1 ميليون نفر مي‌باشد. تازه اين داخل تهران است از وضعيت رقت بار قراء و قصبات دور افتاده و شهرستان‌هاي دور دست همان بهتر که به انتظار فرجي بنشينيم و سخني به ميان نياوريم – البته ما بر آن نيستيم تا اقدامات انجام شده در اين زمينه را انکار کنيم بلکه ضمن تقدير فراوان از آنجائي که خود را حامل پيام خون شهيدان يا پيام انقلاب مي‌دانيم نمي توانيم لب فرو بنديم و نقائصي را که وجود دارد نگوئيم تا آنان که دلشان براي اين انقلاب مي‌طپد مسئله را جدي تر بگيرند و از سهل انگاري‌ها بپرهيزند که اين امت آن ملتي نيست که در زمان طاغوت سال‌هاي سال مي‌سوخت و مي‌ساخت و به هر گونه مي‌زيست اين امت همان امتي است که امام درباره اش فرموده وظيفه اش را به نحو احسن انجام داده و حالا نوبت مسئولين و دست اندرکاران امور است و به خصوص در اين زمان که بحمدالله قدرت ضدانقلاب و گروهک‌هاي داخلي به پائين ترين حد خود رسيده و مثل گذشته نمي توانند کارشکني کنند و جاي هيچ عذر و بهانه اي وجود ندارد اما بهتر آن که از حاشيه پردازي بپرهيزيم و به اصل مطلب باز گرديم گفتيم يکي از عوامل هم عدم توزيع عادلانه پزشک مي‌باشد که وزير محترم بهداري برادر منافي اخيراً در يکي از مصاحبه‌هايشان گفتند در اين مورد اقداماتي صورت گرفته و يا در حال صورت گرفتن است اما برادر منافي در همان مصاحبه فرموده اند که ملت ما بايد بتدريج آن فرهنگ طاغوتي که درمانگاه‌هاي خصوصي را بهتر از درمانگاه‌هاي دولتي مي‌دانستند به دور بريزد که البته ما هم اعتقادمان بر همين است و مردم ما بايد بپذيرند که آن فرهنگ متعلق به طاغوت و يارانش خود به خود نرفتند بلکه امت يک پارچه قيام کرد و با مشت گره کرده چنان بر فرق او کوبيد که ديگر ياراي ماندنش نبود و چاره اي جز اين نداشت و به همين ترتيب براي از بين بردن فرهنگ طاغوتي در بيمارستان‌ها نيز بايد تغييراتي بنيادي صورت پذيرد تا آن فرهنگ خود به خود به فراموشي سپرده شود و براي اين کار مسئولين درماني بايد پزشکان و پرستاران و کليه کساني که در دستگاه‌هاي درماني کار مي‌کنند را بيازمايند تا آنان که در اين مدت عوض نشده اند شناخته شوند پس از آن با تشکيل کلاس‌هاي آموزشي در درون آنها انقلابي پديد آورند و بعد از طي مراحل مربوطه اگر باز هم بر روش خود اصرار ورزيدند بدون مهابا آن لکه‌هاي ناپاک را از دامان پاک بقيه کارکنان پاکسازي نمايند چرا که بودن آنها نه تنها مشکلات آينده را دو چندان مي‌کند بلکه هم چون ميکروبي واگير همکاران خود را نيز آلوده مي‌کند و مانع از بين رفتن آن فرهنگ منحط مي‌شود ولي همان طور که در آغاز سخن متذکر شديم قبل از هر اقدامي بايد به تربيت کادر جديد شديم قبل از هر اقدامي بايد به تربيت کادر جديد يا ذخيره بپردازيم نه تنها پزشک بلکه در تمام زمينه‌ها و همة تخصص‌هاف تا از اين پس عده اي فرصت طلب از موقع و مقام خود استفاده نکنند و هر چه مي‌خواهند به کرسي بنشانند – در اين مورد نيز بايد اذعان کنيم که هنوز در بسياري از بيمارستان‌هاي ما پرسنل بيمارستاني انقلاب را درک نکرده و اگر در ظاهر خود نيز تغييراتي داده اند به خاطر حفظ پست و مستمري ماهانه بوده است.
مثلاً در همين هفته گذشته بود که در يکي از بيمارستان‌هاي دولتي با منظره اي برخوردم که به شدت متأثر شدم و به ياد سخن برادر منافي وزير بهداري افتادم که مي‌گفت ملت بايد بين بيمارستان دولتي و خصوصي فرقي نگذارند قضيه از اين قرار بود من و کودک بيمار و همسرم در سالن انتظار در کنار ساير بيماران نشسته بوديم. ناگهان صداي مشاجره شديدي از داخل اطاق تزريقات درمانگاه توجه همه را به خود جلب کرد. خانم تزريقاتچي که از شکل و شمايلش معلوم بود با اکراه تمام در حال خدمت مي‌باشد با صداي کرکننده اي بر سر بيمار بيچاره که گويا به طرز برخورد او اعتراضي کرده بود فرياد مي‌زد که اگر خوشت نمي آيد برو پيش پزشک خصوصي و آن چنان برآشفته بود که اگر پزشک درمانگاه نمي آمد کار به جاهاي باريک تري کشيده مي‌شد. غائله تمام شد اما من هنوز در فکر سخنان وزير بهداري بودم که مي‌گفت مردم ما بايد عوض شوند در صورتي که واقعيت اين است که مردم ما عوض شده اند و حال نوبت آنهايي است که مثلاً به خاطر متخصص بودن در امر تزريقات اين حق را به خود مي‌دهند که بر همه فخر بفروشند و هر چه مي‌خواهند بگويند و مکتبي‌ها و مکتب را به تمسخر بگيرند.
آيا باز هم مي‌خواهيد بگوئيد در اين نوع تخصص‌ها هم ما کمبود داريم و بايد از خارج وارد کنيم و امکان پذير نيست!!
اصلاً گذشته از همه اينها در بعضي از همين بيمارستان‌هاي دولتي واقع در تهران بيمارستان‌هايي داريم که براي هر دو نفر مريضي يک پزشک وجود دارد ولي با اين حال نتيجه مطلوب نمي دهد و بيماران اکثراً ناراضي و گله مند از بيمارستان بيرون مي‌آيند در صورتي که همين پزشکان وقتي در ساعات غيراداري در مطب‌هاي خصوصي خود کار مي‌کنند کمتر بيماري است که از آنها ناراضي باشد – در اين مورد يکي از پزشکان مي‌گفت کثرت بيماران در بيمارستان‌هاي دولتي باعث پائين آمدن کيفيت درماني مي‌شود اما آيا اين جواب منطقي است و آيا نمي توان راهي پيدا کرد تا از تراکم پزشکان در شمال شهر و درمانگاه‌هاي خصوصي کاسته و آنان را به مراکز پرجمعيت هدايت نمود تا کثرت بيمار بوجود نيايد و آيا در جامعه اي که قريب به 80% مردم آن حدود 25000 ريال يا پائين تر حقوق مي‌گيرند پزشکان مي‌خواهند هم چنان به گرفتن پول‌هاي کلاني مثل 100 و 200 هزار تومان در ماه با کار در مطب خصوصي بالاي شهر ادامه دهند.
و اما دردهاي بيمارستان‌هاي دولتي به همين جا خلاصه نمي‌شود و مهم ترين درد اين که در اين بيمارستان‌ها به اعتراف خود پزشکان دستگاه‌هاي فني بيشتر و اکثر آنها از بيمارستان‌هاي خصوصي مجهزتر مي‌باشند ولي چون تعداد محدودي از گردانندگان آنها متخلق به اخلاق و رفتار طاغوتي مي‌باشند مردم هم چنان دل خوشي از بيمارستان‌هاي دولتي ندارند با اين که نهايت عشق و علاقه را به خود دولت و ساير مسئولين مملکتي دارند و به عقيدة ما اين صحيح نيست که بگوئيم مردم ما چون نسبت به دستگاه‌هاي دولتي سابق رغبتي نشان نمي دادند اکنون هم همين فکر در آنها وجود دارد و اين در حاليست که خود پزشکان مي‌گويند کثرت مراجعات به بيمارستان‌هاي دولتي باعث مي‌شود تا کيفيت درماني پائين بيايد پس مردم مقصر نيستند چرا که مراجعه مي‌کنند علت را جاي ديگري بايد جستجو کرد و علت العلل همه اين مشکلات همان طور که اشاره کرديم عدم تطابق بعضي از کارکنان اين نوع بيمارستان‌ها با خط اصلي انقلاب است و مسئولين دولتي و مردم موظفند هر جا با چنين افراد مغرض و کارشکني مواجه شدند بدون اتلاف وقت به اصلاح آن بپردازند و اگر اصلاح پذير نبود قاطعانه در برابرش بايستند که از اين زمان به بعد انقلاب بر ما نمي بخشايد و در برابر خدا همه مسئوليم چرا که اين انقلاب و انقلابيون مسلمان نمي توانند ببينند در بيمارستاني که از بيت المال تغذيه مي‌کند با وجود داشتند 1000 پرسنل فني دستگاه‌هاي فني آن اکثراً خراب باشد. چند مسئله مهم ديگري که مسئولين امور درمان و بهداشت بايد براي حل مشکلات به آن توجه خاص مبذول دارند يکي پيشگيري است که اگر دقيقاً مورد توجه قرار گيرد و آموزش‌هاي لازم از طريق رسانه‌هاي گروهي به ويژه از طريق راديو تلويزيون به مردم داده شود تا حدود زيادي از مبتلا شدن آنان به بيماري‌هاي مختلف جلوگيري مي‌کند بهبود و بهداشت وضع محيط مؤثرين گام در اين راه مي‌باشد.
جدا کردن طب از پول يکي ديگر از راه حل‌هاي مشکلات کنوني است که البته اين کار طبق برنامه ريزي‌هاي دقيق در دراز مدت عملي مي‌باشد.
نظارت و پي گيري دقيق جهت تعديل ويزيت‌هاي کلان که در حال حاضر در همين شهر تهران اختلاف فاحشي بين آنها وجود دارد از 30 تومان گرفته تا 100 و 200 تومان به بالا در مناطق شمال شهر.
تقويت و افزايش دانشکده‌هاي پزشکي جهت تربيت پرسنل جديد.
بيمه همگاني: طبق اصل 29 قانون اساسي که خدمات بهداشتي و درماني و مراقبت‌هاي پزشکي به صورت بيمه را حق همگاني مي‌داند و آن چه در حال حاضر به صورت بيمه خدمات درماني وجود دارد نه تنها کافي نيست بلکه تبعيض چشمگيري در آن به چشم مي‌خورد مثلاً فرزند يک کارمند دولت که تقريباً به طور متوسط از يک زندگي مرفهي برخوردار است براي هر درد ناچيزي به پزشک مراجعه مي‌کند اما فرزند آن روستايي يا کشاورز بدبخت بايد علاوه بر آن که فرسنگ‌ها راه را طي کند و رنج سفر را تحمل نمايد مبلغ گزافي را جهت دارو و درمان بپردازد. تازه آنهائي که از دفترچه‌هاي بيمه کنوني استفاده مي‌کنند نيز گله مندند يا از طرف پزشک که با ديدن دفترچه حالش به هم خورده و مدام مي‌گويند بيمه با ما کنار نمي آيد و يا از داروخانه دارها شکايت دارند که دفترچه را نپذيرفته.
محدود کردن داروها: يکي از چيزهايي که باعث سردرگمي بيماران و پزشکان کشور ما شده وجود داروهاي مشابه فراوان که تعداد آنها به بيش از 1700 قلم مي‌رسد در صورتي که آن چه مورد نياز است شايد به 200 نرسد و علت اين امر وجود ده‌ها داروي ترکيبي بي ارزش است در صورتي که بعضي از داروي مورد نياز وجود ندارد مثلاً 50 نوع مولتي ويتامين، 20 رقم ب کمپلکس 10 جور ويتامين ث و غيره.
آخرين راه حلي که به نظر ما حائز اهميت است و در اولين مرحله بعد از سالم سازي بايد به مورد اجرا درآيد برنامه ريزي دقيق و صحيح است و طوري نباشد که باز براي درمان کليه که در سال فقط چند نفر به آن مبتلا مي‌شوند چندين هزار تومان صرف تهيه وسايل درماني آن نمايند در حالي که با همين پول مي‌توان چندين هزار کودک مبتلا به سرخک در روستاهاي دور افتاده اين کشور را درمان نمود.
در پايان جا دارد که از زحمات شبانه روزي آن دسته از پزشکان و پرستاراني که ؟؟؟ بايد به مورد اجرا درآيد برنامه ريزي هم چون پروانه در پشت جبهه و در خط مقدم جبهه برگرد مجروحان و معلولان جنگ تحميلي اخير گرديدند تشکر و قدرداني نمائيم و اظهار اميدواري نمائيم که مسئولان امر هر چه زودتر با اولويت قرار دادن وضع بهداشت و درمان روستاها و طبقه مستضعف شهرها با کمک مردم و ياري خدا به حل اين مشکل ديرينه بپردازند و با توزيع عادلانه امکانات تبعيضات موجود را از ميان بردارند و طوري نباشد که باز مثل گذشته شاهد اختلافات و تبعيضات فاحشي بين شهر و روستا و تهران باشيم به طوري که به عنوان مثال در تهران براي هر 700 نفر يک پزشک و در نقاط محروم براي هر 34000 نفر يک پزشک داشته باشيم. البته مردم ما نيز اين حقيقت تلخ را بايد بپذيرند که مشکلات و کمبودهاي موجود تنها در مورد دستگاه‌هاي دولتي و بهداشتي نيست بلکه در بسياري موارد ديگر نيز اين نابساماني‌ها که نتيجه طبيعي سال‌ها سلطه طاغوت بر اين سرزمين مي‌باشد وجود دارد. همه با هم بايد دست به دست هم دهيم و تمام پيشنهادات و انتقادات و راه حل‌هاي سازنده را در اختيار مسئولين منتخب خودمان قرار دهيم تا انشاءالله موانع و مشکلات يکي پس از ديگري از سر راه برداشته شود. والسلام
—————
منبع: مجله پيام انقلاب 9/8/60

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 + 9 =