بررسي نحوه پرونده نويسي و انتقال اطلاعات در مجروحين جنگ تحميلي (پژوهشی)

بررسي نحوه پرونده نويسي و انتقال اطلاعات در مجروحين جنگ تحميلي (پژوهشی)

خلاصه
از آنجايي که صحنه نبرد يک واقعه تقريباً ناگهاني به همراه و تعداد زيادي مجروح با ضايعات بسيار سطحي تا ضايعات بسيار بحراني مي باشد، ترياژ و تعيين ميزان ضايعات و درمان سريع از اهميت خاصي برخوردار است که اکثر بيماران در مراکز مختلف درماني از پست امداد تا بيمارستان هاي صحرايي و نهايتاً بيمارستان هاي پشت جبهه تحت مداوا قرار مي گيرند، ليکن آنچه که در کنار درمان اورژانس بيماران از اهميت بيشتري برخوردار است، مسئله پرونده نويسي و ثبت و انتقال اطلاعات مجروحان مي باشد.
در اين مطالعه 151 پرونده مجروحين جنگ تحميلي که از ابتداي فروردين 1363 تا پايان اسفند ماه 1365 به منظور ادامه درمان به مرکز آموزشي و درماني شهداي تجريش و در بخش جراحي اين بيمارستان بستري شدند. وضعيت درمان از حطوط مقدم جبهه و نهايتاً پرونده نويسي و ثبت اطلاعات آنان مورد ارزيابي قرار گرفته است، از مجموع 151 پرونده، 69 مورد(45/7درصد) پرونده نويسي مناسب بوده و 82 مورد (54/3درصد) با پرونده ناقص بوده است و به علاوه انتقال اطلاعات 96 پرونده(63/3درصد) مناسب و 55 پرونده(36/4درصد) داراي نقص بوده است.
با توجه به تأثير پرونده نويسي و ثبت اطلاعات بيمار در اعمال جراحي مجدد و گاهاً غير ضروري انجام شده. عدم اطلاع مرکز بعدي از اقدامات انجام شده اوليه و همين طور آمار به دست آمده در بين کساني که در بيمارستان شهداء شهيد شدند، يکي از اشکالات بسيار مشهود مي باشد. لذا با توجه به اين که پرونده نويسي نامناسب در بين شهداي 61/1 درصد و انتقال اطلاعات نامناسب 50 درصد بوده است و اين امر اشکالات متعددي را به وجود آورده است. توجه به امر برنامه ريزي صحيح و ضرورت پرونده نويسي را مي طلبد.
واژه هاي کليدي: پرونده نويسي، ثبت اطلاعات مجروحين، ترياژ، مرگ و مير مجروحين.

مقدمه
يکي از بزرگترين معضلات درماني مجروحين در پشت جبهه و يا مرکز درماني بعدي که مجروح به آن منتقل مي شود مسئله ثبت اطلاعات و انتقال اطلاعات پزشکي و خدمات ارايه شده و يا به عبارت ديگر وضعيت پرونده مجروح مي گردد. با توجه به تجربيات فردي و همچنين برري پرونده هاي مجروحين جنگ تحميلي بايستي اذعان کرد که هرچه اين پرونده ها تکميل تر و کامل تر باشد، ادامه درمان براي تيم بعدي آسان تر و صحيح تر مي شود. همچنين قضاوت باليني و بررسي پرونده ها آسان تر مي شود. لذا با توجه به تقايص موجود در پرونده نويسي و انتقال اطلاعات پزشکي مجروحين خسارات جبران ناپذيري به مجروحان عزيز و حتي ادامه درمان معلولين و همين طور کميسيون هاي پزشکي از نظر حقوقي ايجاد مي نمايد کهبا تدوين پرونده هاي استاندارد، از نظر فرم و حنس و نوع اطلاعات و حتي استفاده از تکنولوژي رايانه اي مي توان مانع خسارات جسمي، روحي و حقوقي شد. با توجه به اين کار از نظر روش بررسي و ثبت اطلاعات روش هاي دقيق ارزيابي وجود دارند. از بهترين روش هاي ارزيابي مصدومين جنگي دو روش زير شايع تر مي باشد:
The Abbreviaied Injury Scale(AIS). Derivate Injury Severity Score (ISS)
در روش AIS بدن به شش ناحيه تقسيم مي شود که اين مي تواند در مطالعات آينده نگر مورد استفاده قرار گيرد. البته بررسي ديگري براي ثبت اطلاعت در ICU مثل روش SAPS II و NEMS وجود دارد. با اين حال، بررسي و ارزيابي نحوه پرونده نويسي و ثبت اطلاعات مجروحين 8 سال دفاع مقدس، ضمن برطرف کردن اشکالات موجود، مي تواند موجب ارتقاي خدمات پزشکي به مجروحان جنگي گردد. لذا هدف اين مقاله بررسي وضعيت پرونده نويسي در جريان جنگ تحميلي و برطرف نمودن اشکالات آن مي باشد.

مواد و روش ها
در اين بررسي فقط مجروحين جنگي که در جبهه هاي جنگ تحميلي توسط ترکش، گلوله و يا موج انفجار مجروح گرديدند، مورد مطالعه قرار گرفتند و مجروحان تصادفات و بيماران شهري حذف شده اند.
مجروحان از ابتداي فروردين سال 1363 تا پايان اسفند 1365 به منظور ادامه درمان از خطوط مقدم جبهه به مرکز آموزشي و درماني شهداي تجريش منتقل و در برخش جراحي اين بيمارستان بستري گرديدند، که در کل 151 پرونده مورد بررسي قرار گرفته است. فاکتورهاي متعددي از جمله: تاريخ مجروحيت، منطقه مجروح شدن، نوع جراحت، اقدامات اوليه در منطقه پشت جبهه، اقدامات انجام شده توسط پزشکان درمان کننده و بيمارستان شهري مورد توجه قرار گرفته است. در اين تحقيق با استفاده از نرم افزار Spss Ver.11 و تست Qi Squir تحليل آماري انجام گرديده است.

نتايج
در اين مطالعه 151 بيمار که طي سه سال بستري شدند، از جهت ضايعات شکمي و قفسه صدري و ضايعات عمومي مورد بررسي قرار گرفتند، مجروحين تحت اين مطالعه در مجموع داراي 374 ضايعه بودند که هر کدام از اين ضايعات به طور مجزا مورد ارزيابي قرار گرفتند، در کنار اين ضايعات نحوه پرونده نويسي و انتقال اطلاعات آنان و نقش اين دو مقوله را در ادامه درمان مجروحان از نظر آماري مورد بررسي قرار داده ايم. (جدول 1).*

با توجه به آمار قوق از 151 مورد پرونده مجروحين مورد بررسي تقريباً 69 مورد از نظر پرونده نويسي درحد قابل قبول بوده اند. البته به اين معني نيست که واقعاً پرونده نويسي در اين 69 مورد (45/7 درصد) خوب بوده، بلکه در حد کفايت بوده اند و در غير اين صورت مي توان ادعا کرد که با توجه به پرونده هاي بررسي شده 99 درصد از نظر اصول پرونده نويسي نقص داشته است. تعداد پرونده هاي با انتقال اطلاعات مناسب 96 مورد (63/6 درصد) و تعداد پرونده هاي با انتقال اطلاعات نامناسب 55 مورد (36/4 درصد) بود.
انتقال اطلاعات به اين منظور است که اطلاعات مجروح و اقدامات اوليه انجام شده بدون توجه به نحوه پرونده نويسي که ممکن است کامل و يا ناقص باشد و يا اين اطلاعات از بيمارستان خط مقدم به بيمارستان هاي پشت جبهه منتقل شده و يا نشده اطلاق مي گردد. اگر اطلاعات لازم منتقل شده باشد، انتقال اطلاعات مناسب و در غير اين صورت نامناسب تلقي شده است که با توجه به آمار فوق (63/4 درصد) انتقال اطلاعات تا حدود کافي صورت گرفته است که با توجه به آمار فوق 63/6 درصد انتقال اطلاعات صورت نگرفته است. در واقع 55 مجروح تقريباً بدون هيچگونه اطلاعات مفيد در پرونده پزشکي منتقل شده اند.
با توجه به ميزان جراحات وارده و نوع درمان هاي انجام شده در جبهه بيماران تحت درمان هاي آکادميک قرار گرفته، وليکن تعداد 18 نفر از 151 مجروح شهيد شده اند که وضعيت پرونده نويسي و انتقال اطلاعات بي تأثير نبوده است.(جدول 2).*

بحث
در بررسي پرونده مجروحين در بسياري از موارد مشاهده شد که اعمال جراحي مجدد و يا عوارض متعدد که بعضاً باعث فوت مجروح شده است ناشي از عدم وجود پرونده صحيح و انتقال اطلاعات در مورد اقدامات درماني انجام شده در مرکز قبلي به خصوص جبهه بوده است. البته اين تکته بايستي اضافه شود که نبايد نقائص موجود در پرونده نويسي در جبهه به دليل شرايط حاد منطقه عملياتي و يا تراکم و ازدحام بيش از ظرفيت در يک مرکز درماني يا بيمارستان صحرايي در يک مقطع زماني به خصوص تاديده گرفته شود، بلکه لازم است پرونده نويسي و انتقال اطلاعات مجروحان به طور صحيح و در حداقل زمان ممکن انجام گيرد. بسياري از تجربيات نشان مي دهد که نيازي انيست اطلاعات مجروح حتماً توسط پزشک و يا پرستار تکميل گردد، بلکه مي تواند توسط فردي که در اولين بار بيمار را ويزيت مي کند، تکميل شود. با توجه به تکنولوژي جديد رايانه اي مي توان برنامه اي سراسري تدوين کرد که در حداقل زمان ممکن حداکثر اطلاعات را با کيفيت مطلوب توسط کادرپزشکي در طول مسير درماني مستقل کرد. ثبت اطلاعات در مراحل اوليه به صورت دست نويس سريع تر از ثبت رايانه اي است و مي توان اطلاعات دست نويس اوليه را بعداً وارد رايانه کرد. امروزه گرايش جهاني براي طراحي ثبت اطلاعات تروما وجود دارد. در صورتي که اطلاعات از مراحل اوليه ثبت شده باشد، مي توان معاينات ادواري اورژانس را در مراحل مختلف به طور روتين انجام داد و از ضايعاتي که ممکن است در مراحل اوليه تشخيص داده نشوند و يا از عوارض تأخيري جلوگيري نمود. در اين مطالعه بايستي اشاره کرد که بعضي از پرونده هاي مجروحين در راه مفقود گرديده و يا آنقدر آلوده يا ناخوانا بود که قابل استفاده نبوده اند. اين مسئله مي توانست با تابير لازم از قبيل انتخاب جنس، نوع و شکل و يا نحوه تکميل آن مثل پرسش و پاسخي بودن پرونده ها برطرف گردد و نکته با اهميت ديگر ضرورت استخدام گروه پزشکي مخصوص جراحان در تکميل پرونده در جبهه به سور کامل و ارسال صحيح آن به پشت جبهه مي باشد.

نتيجه گيري
با توجه به مطالعه حاضر تهيه و تدوين دستورالعمل هاي لازم جهت شيوه ثبت و انتقال اطلاعات در مورد جراحان مجروحين و ثبت علايم حياتي در بدو ورود و موقع ترخيص به هرماه اطلاعات دقيق درماني انجام شده از قبيل اعمال جراحي و نوع آن و حتي ميزان و نوع مايعات و خون مصرف شده از طريق يک سيستم دقيق، سريع و کارآمد که پيوسته بتواند همراه بيمار باشد تا مورد استافده تيم پزشکي بعدي باشد، از ضرريات درمان مجروحان بوده و مسئولين مورد درمان مراکز نظامي را به اين امر متوجه مي کنيم. در اين راستا استفاده از يک سيستم رايانه اي و شبکه ارتباطي مي تواند مفيد باشد.

نويسندگان: سيد محمد توليت کاشاني.M.D و فرزاد پناهي.M.D
————–
منابع: مجله طب نظامي، زمستان 1382 – شماره 5(4)، صفحات:290-287

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 + 2 =