بررسي عوارض طولاني مدت ناشي از قطع اندام تحتاني در جانبازان جنگ تحميلي استان گلستان

بررسي عوارض طولاني مدت ناشي از قطع اندام تحتاني در جانبازان جنگ تحميلي استان گلستان

چكيده
مقدمه: فقدان اندام پديده‌اي است كه سبب كم تواني در افراد دچار اين عارضه مي‌گردد. معمولاً در درمان مجروحين جنگي نياز به قطع اندام ايجاد مي‌شود و اكثر افراد قطع عضو از دردهاي مزمن ثانويه ناشي از آن رنج مي‌برند . در حال حاضر اطلاعات زيادي در مورد شيوع انواع دردها بعد از قطع اندام تحتاني در دسترس نمي‌باشد در حالي كه شناخت هرچه بيشتر از عوامل دخيل در تجربه ي دردهاي مزمن افراد قطع عضو مي‌تواند سبب دستيابي به درمان هاي بهتر و جديد شود.
هدف: هدف از اين مطالعه بررسي كم و كيف دردهاي ناشي از قطع اندام تحتاني در جانبازان جنگ تحميلي مي‌باشد.
مواد و روش ها: اين مطالعه از نوع توصيفي تحليلي بوده و به روي 34 نفر از جانبازان مرد با قطع ي كطرفه اندام تحتاني تحت Prosthesis پوشش بنياد شهيد استان گلستان انجام گرفت. روش جمع آوري داده ها با استفاده از نسخه فارسي پرسشنامه Evaluation Questionnaire بوده كه البته روايي و پايايي آن به زبان انگليسي مورد تأييد قرار گرفته است.
يافته ها: تمامي افراد شركت كننده در اين مطالعه حداقل از يكي از انواع دردهاي ثانويه ناشي از قطع عضو رنج مي‌بردند .
2/91% افراد از حس خيالي و 86 % از درد خيالي رنج مي‌بردند. 8.8% افراد هيچ گونه دردي در اندام باقي مانده خود نداشتند .
88.2% افراد نيز درد در اندام سمت مقابل خود را در 4 هفته گذشته گزارش كردند. 88.2% نيز تجربه كمردرد را طي 4 هفته گذشته داشته‌اند.
نتيجه گيري: طبق نتايج مطالعه حاضر، بيشترين دردهايي كه در آمپوته‌هاي اندام تحتاني ديده مي‌شود به ترتيب حس خيالي، درد در اندام باقيمانده، درد اندام سمت مقابل و كمردرد و درد اندام خيالي بود.
كليد واژه: قطع اندام تحتاني ناشي از جنگ، دردهاي مزمن ثانويه.
پرسش‌نامه ارزيابي پروتز
فقدان اندام، پديده‌اي است كه سبب كم تواني در افراد دچار اين عارضه مي‌شود و تقريباً 1.2 ميليون نفر آمريكايي به اين ناتواني دچار هستند(1). معمولاً در درمان مجروحين جنگي نياز به قطع اندام، ايجاد شود (2). اكثر افراد قطع عضو، از دردهاي مزمن ثانويه ناشي از آن رنج مي‌برند(1). دردهاي مزمن و هميشگي مي‌تواند منجر به محدوديت هايي در عملكردهاي روحي و جسمي افراد قطع عضو شود . به طوري كه اكثر افراد قطع عضو، بيشتر از دردهاي ناشي از قطع اندام شاكي هستند تا خود عارضه قطع اندام . اين دردهاي مزمن شامل درد اندام خيالي، حس اندام خيالي، درد اندام باقي مانده، درد اندام سمت مقابل، كمر درد، ناتواني در عملكردها و مشكل در يافتن شغل مي‌باشد . ميزان ناتواني در افرادقطع عضو با درد، نسبت به آن هايي كه دردي ندارند، خيلي بيشتر گزارش شده است (1). در اغلب مقالات پيرامون قطع اندام، بيشتر درد اندام خيالي و درد اندام باقيمانده مورد بررسي قرار گرفته است (3). شيوع درد خيالي ميان افراد قطع عضو، از تا 0.5 تا100% گزارش شده است. اين تفاوت قابل ملاحظه، عمدتاً بدليل تفاوت در روش مطالعه و جمعيت مورد مطالعه است . استفاده از روش هاي جديد و بهتر در مطالعات اخير، نشان مي‌دهد كه تا حدود 85% افراد تجربه‌اي از درد خيالي را دارندHirsh و همكاران نيز در بررسي تأثير جنسيت بر درد و عملكرد روحي افراد دچار قطع عضو گزارش كردند كه درصد بيشتري از مردها نسبت به زن ها از درد اندام خيالي رنج مي‌برند.
در مورد درد اندام باقي مانده، نرخ ميانگين شدت درد اندام خيالي و شدت درد اندام باقي مانده ، تفاوتي ميان دو جنس وجود نداشت . در اين مطالعه هيچ گونه تفاوت جنسي مهمي در مورد دردهاي مربوط به قطع اندام، به دست نيامد (10).
در مطالعه‌اي ديگر پيرامون دردهاي مزمن Smith و همكارانش ، دريافتند که 9% افراد، در طول 4 هفته گذشته، هيچ گونه دردي نداشتند. نيمي از آن ها (47%) يا درد خيالي يا درد اندام باقي مانده و كمر درد را تجربه كرده بودند . در افرادي كه 2 سال از قطع عضو آن ها مي‌گذشت ، شيوع درد خيالي 85% و شيوع درد اندام باقي مانده 10% تا 13% گزارش شده بود. اين ميزان حدود 55% تا 76% در افرادي كه مدت بيشتري از قطع عضو آن ها مي‌گذشت، بدست آمده بود.(4) در مطالعه مشابه ديگري نيز 52% تا 71% افراد قطع عضو از كمردرد شكايت داشتند (1). علاوه بر شيوع، توالي، تداوم، شدت و توضيحات زباني از ويژگي هاي مورد توجه درد و اندام خيالي هستند. معمولاً در مطالعه ويژگي هاي درد اندام خيالي، از روش هاي غيراستانداردي استفاده مي‌شود كه مقايسه با ساير انواع درد را مشكل مي‌كند. درد اندام خيالي، معمولاً بصورت متناوب و با شدت متوسط گزارش مي‌شود بعد از درد اندام خيالي، درد اندام باقي مانده، هم چنان ماه ها و يا سال‌ها بعد از قطع عضو، در افراد باقي مي‌ماند (3). در مطالعه‌اي طولاني مدت، شيوع درد اندام باقي مانده 22% در 6 ماه و 21% در دوسال بعد از قطع عضو گزارش شده است. در مطالعات مشابه ديگر، حدود 10% تا 25% بدست آمده است. در تازه ترين نظرسنجي ميزان درد اندام باقي مانده 56% بوده است. (3) Kratz و همكاران، متغيرهاي درد، روحي و اجتماعي را بين دو گروه افراد قطع عضو تروماتيك و غيرتروماتيك در سال اول بعد از قطع اندام، دريافتند كه علي رغم تفاوت در مشخصات دموگرافيك و وضعيت افراد قبل از قطع اندام، تفاوت هاي كمي در متغيرهاي مطالعه در دو گروه وجود دارد. يافته ها پيشنهاد مي‌كنند كه در افراد با قطع اندام به علت تروماتيك تغييرات عمده در سال اول بعد از قطع اندام ايجاد مي‌شود. (11) هم چنين افراد با قطع اندام تحتاني، الگوهايي از را ه رفتن را براي تطابق با پروتز خود، ايجاد مي‌كنند كه اين امر سبب ايجاد دردهاي ديگر مثل كمر درد، درد مفصل ران، درد در پاي مقابل مي‌شود. (3) در بررسي كيفيت زندگي افراد با قطع اندام تحتاني طي دوره توانبخشي و سه ماه بعد از آن، مشخص شد كه در صورت دريافت برنامه توانبخشي، كيفيت زندگي افراد، در طول دوره توانبخشي در مركز توانبخشي و سه ماه پس از ترخيص از مركز، در سطح بالايي باقي مي‌ماند. (12) هم چنين طبق مطالعات بيماران مبتلا به آسيب هاي تيبيا از جمله قطع زير زانو، درجات متفاوتي از مشكلات بلند مدت در كيفيت زندگي خود گزارش كردند كه آگاهي از اين اطلاعات در انتتخاب روش درماني مناسب براي بيماران مفيد بوده و البته شركت خود بيمار در روند درمان بسيار حائز اهميت است. (13) در حال حاضر، اطلاعات زيادي در مورد شيوع انواع درد بعد از قطع اندام تحتاني در دسترس نيست. از سوي ديگر شناخت هر چه بيشتر از عوامل دخيل در تجربه دردهاي بررسي عوارض طولاني مدت ناشي از قطع اندام تحتاني در جانبازان 52 مزمن افراد قطع عضو، مي‌تواند منجر به درمان هاي بهتر و جديدتر شود. (1) بنابراين هدف اوليه از اين مطالعه، بررسي، كم و كيف دردهاي ناشي از قطع اندام عميق در جانبازان بود. در گام بعدي مقايسه‌هاي بين ميانگين هاي متغيرهاي مطالعه بين دو گروه زيرزانو و بالاي زانو انجام گرفت.

مواد و روش ها
تمامي جانبازان استان گلستان كه در زمان جنگ يا بعد از آن به دليل انفجار مين ها دچار قطع اندام تحتاني شده بودند و حداقل به مدت 4 سال بود كه از پروتز استفاده مي‌كردند مشمول اين مطالعه قرار گرفتند. سپس پرسشنامه هاي تهيه شده به ادارات شهرستان هاي استان ارسال گرديد و جانبازان در هر مرحله اين پرسشنامه ها را دريافت و تكميل مي‌نمودند. پس از مدت 8 ماه، از ميان 50 پرسشنامه توزيع شده 36 پرسشنامه عودت گرديد كه 2 پرسشنامه نيز به دليل جواب هاي ناقص حذف شدند. در نهايت مطالعه با 34 پرسشنامه تكميل شد . قطع عضو تمامي افراد به صورت اوليه بوده و بجز يك نفر بقيه افراد داراي پروتز بوده كه در تمام مدت روز استفاده مي‌كرده اند. مشخصات توصيفي افراد شامل تحصيلات، وضعيت اشتغال و مدت استفاده از پروتز جمع آوري گرديد.
پرسشنامه مورد استفاده در اين مطالعه، ترجمه فارسي بوده كه روايي و questionnaire Prosthesis evaluation پايابي آن در زبان انگليسي بارها مطالعه و تائيد شده است.( 9و 5) جهت اطمينان از نحوه پاسخ ها در ترجمه فارسي پرسشنامه، بصورت تصادفي چندين نفر از ميان افراد مورد مطالعه انتخاب شده و پرسشنامه ها را دو مرتب در طول يك هفته تكميل نمودند. متغيرهاي مطالعه درد اندام خيالي، حس اندام خيالي، درد اندام باقيمانده، درد در اندام سمت مقابل و كمردرد بودند كه در جهت بررسي متغيرها اطلاعات مربوط به شدت، طول كشندگي، شيوع و ميزان آزاردهندگي هر يك جمع آوري گرديد. حس درد در اندام از دست رفته را درد خيالي و وجود حواس گوناگون نظير حس لامسه در اندام خيالي، حس خيالي تعريف مي‌شود. به قسمتي از اندام قطع شده كه هنوز از لحاظ فيزيكي وجود دارد اندام باقي مانده گفته مي‌شود. پرسش هاي مربوط به دفعات متغيرها و طول كشندگي آن ها، داراي 7 گزينه هستند كه به گزينه اول نمره صفر و به گزينه هفتم نمره شش تعلق مي‌گيرد. در بررسي شدت و ميزان آزاردهندگي متغيره، افراد بسته به پاسخ خود علامتي را بر روي خطي به طول 100 ميلي متر مشخص نمودند . نقطه صفر ، به معني عدم وجود متغير و نقطه 100 به معني حداكثر ميزان متغير مي‌باشد. در بررسي آماري مطالعه، با استفاده از آمار توصيفي ميزان هر يك از متغيرها، بصورت درصدي از كل جامعه مورد مطالعه، تعيين گرديد. ميانگين مربوط به هر متغير در دو گروه زير زانو و بالاي زانو و نيز در كل جامعه بيان شد . جهت مقايسه متغيرها، بين افراد زير زانو و افراد بالاي زانو، از آزمون تي مستقل استفاده شد.
يافته ها
تمامي 34 فرد شركت كننده در اين مطالعه مرد بوده كه در اين ميان 20 نفر (58%) قطع زيرزانو 14 نفر (42%) قطع بالاي زانو بود. مدت استفاده از پروتز در كل جامعه 16.61 سال بوده است كه تقر يباً در دو گروه يكسال بوده است. جدول يك مشخصات توصيفي افراد را نشان مي‌دهد.
سطح قطع عضو: زير زانو: 20 – بالاي زانو:14
تأهل؛ مجرد: 1 – متاهل: 33
اشتغال؛ شاغل: 12 – بيکار:22
تحصيلات؛ ابتدايي: 7 – راهنمايي: 6 – متوسطه: 17 – دانشگاهي: 4
ميانگين مدت استفاده از پروتز(به سال)؛ زير زانو: 16:14 – بالاي زانو 17:08
طبق نتايج به دست آمده،91.2% (31= n) از كل افراد طي چهار هفته گذشته تجربه‌اي از حس خيالي را داشته اند .
35.3% افراد (12= n)ميزان دفعات حس خيالي را هميشه و تقريباً هر زمان گزارش كردند . ميانگين شيوع حس خيالي در گروه بالاي زانو بيشتر از گروه زيرزانو بوده است. ميانگين شدت حس خيالي، در كل جامعه 3.33 ±49.41 به دست آمد كه شدت آن در گروه زيرزانو بيشتر از بالاي زانو بوده است. ميانگين آزاردهندگي حس خيالي3.43 ±58.20 را نشان مي‌دهد.
86 درصد (29= n)كل افراد درد اندام خيالي را طي چهار هفته گذشته داشتند که 29.4%(6= n) شيوع درد اندام خيالي را هميشه و در هر زمان گزارش كردند. ميانگين شدت درد اندام خيالي در کل جامعه 3.43 ± 52.41 بوده است به طوري که% 14.7 (5= n)افراد شدت درد خيالي را صفر و 11.8%(4= n) افراد شدت آن را 100 گزارش کردند. اين ميانگين ها در گروه زيرزانو بيشتر از بالاي زانو بوده است. 41.2% (14= n) از کل افراد مورد مطالعه اعلام کردند درد اندام خيالي بين چند دقيقه تا يک ساعت طول مي‌کشد. در 17.6% ± (6= n) از افراد نيز چند ثانيه درد اندام خيالي به طور مي‌انجاميده است. به طور متوسط، ميزان آزاردهندگي درد اندام خيالي در جامعه 33.66 ± 48.85 به دست آمد و متوسط درد اندام خيالي در گروه زيرزانو بيشتر از بالاي زانو بوده است. در جدول 3 ميانگين ها مربوط به دو گروه مورد درد اندام خيالي نشان داده شده است. طبق نتايج مطالعه 91.2% (31= n)افراد، طي چهار هفته گذشته، درد در اندام باقي مانده خود را داشته اند، که شيوع اين درد در 35.3% (12= n) افراد چندين مرتبه در هفته و يا تقريبا هميشه و هر زمان و در 26.5% (9= n) افراد هم يک بار در هفته گزارش شده بود. 8.8% (3= n) نيز هيچ گونه دردي در اندام باقي مانده خود گزارش نکردند. 11.8% (4= n) افراد نيز درد در اندام باقي مانده خود را به شدت آزار دهنده گزارش کردند. به طور کلي ميانگين آزاردهندگي درد اندام باقي مانده 33.55% ± 11 . 54 به دست آمد. هم چنين ميانگين شدت درد اندام باقي مانده در کل افراد 3.32% ± 50.38 بوده است. تمامي ميانگين ها در گروه زير زانو بيشتر از گروه بالاي زانو بود.
44.1% افراد (13= n) درد اندام سمت مقابل را طي 4 هفته گذشته، چندين مرتبه در هفته و يا هميشه و هر زمان گزارش کردند. %11/8 (4= n) نيز هيچ گونه دردي در اندام سمت مقابل خود نداشتند. براي 6.17% (6= n)افراد نيز اين درد، بسيار زياد و بسيار آزاردهنده بوده است. به طور کلي ميانگين هاي شدت درد اندام مقابل 3.72% ± 69 . 53 و 37.29% ± 52.27 گزارش شده بود. از ميان کل افراد مورد مطالعه 8.11% (4= n) افراد هيچ گونه کمر دردي را در چهار هفته گذشته گزارش نکردند. در حالي که 5.23%(8= n) افراد اين درد را هميشه و هر زمان داشته اند. ميزان کمر درد در %29/4 (10= n)افراد و ميزان آزاردهندگي آن در 5.23% (8= n) بالاتر از 90 بوده است. به طور کلي متوسط شدت کمر درد در کل افراد 34.13% ± 54.11 بود.
در نهايت تمامي متغيرها بين دو گروه با آزمون تي مستقل مقايسه شدند و تنها تفا وت ميانگين دو گروه در مورد تف اوت . شدت حس خيالي معني دار بوده است. (07/0 =p) ميانگين دو گروه در مورد آزاردهندگي حس خيالي به سمت معني داربودن ميل مي‌كرد اما اين تفاوت از لحاظ هم چنين در مقايسه شدت . آماري معني دار نبود (04/0 =p) درد اندام خيالي بين در گروه ، تفاوت ميانگين ها در دو گروه تمايل به معناداري داشته، اما معني نبوده است در مورد ساير متغيرها، هيچ گونه تفاوت (04/0 =p) معني داري بين دو گروه مشاهده نشده است.

بحث
قطع اندام يكي از متداول ترين جراحي هايي است كه از زمان هاي قديم انجام مي‌شده است. طبق مقالات منتشرشده در 5 دهه گذشته، مين هاي زميني متداول ترين علت قطع عضوهاي ناشي از جنگ بوده است . علي رغم ميزان بالاي قطع عضوهاي ناشي از جنگ، بررسي هاي كمي در مورد توضيح عوارض طولاني مدت اين آسيب ها صورت گرفته است كه البته بيشتر مقالات پيرامون قطع اندام تحتاني مي‌باشد(6). لذا اين مطالعه با هدف، بررسي تجربه دردهاي مزمن قطع اندام ناشي از جنگ انجام گرفت. بدين ترتيب كه علاوه بر حس خيالي و دردخيالي، درد در ساير نقاط آناتوميكي بدن شامل اندام باقي مانده، ساق و پنجه مقابل و كمر نيز بررسي شد. هم چنين تأثير سطح قطع اندام (زيرزانو و بالاي زانو) را بر روي هر يك از متغيرهاي مطالعه به صورت مقايسه‌اي بين دو گروه بررسي شد.
به طور كلي 95%كل افراد، در طول 4 هفته گذشته بيش از يك نوع درد ناشي از قطع عضو را تجربه كرده بودند . طبق نتايج اين مطالعه ميزان شيوع حس خيالي 91.2% و ميزان درد خيالي 86% در كل جمعيت گزارش شده بود. مقالات موجود نيز، وجود حس خيالي را تقريباً در تمام افراد قطع عضو نشان مي‌دهد كه شدت حس خيالي با گذشت زمان كاهش مي‌يابد . دردخيالي نيز در % 50 تا و 80% موارد تجربه مي‌شود (2).
نتايج مطالعه Ephraim و همكاران در سال 2000 نشان داد كه بيشترين درد ناشي از قطع اندام، درد خيالي با % 79.9 در افراد مي‌باشد(1).
در مطالعه Ehde در 2000، 70% افراد، وجود حس هاي خيالي در مطالعه غيردردناك و وجود درد خيالي را در طول 4 هفته گذشته گزارش كردند(3). در مطالعه حاضر، ميانگين شدت حس خيالي 49.41 به دست آمد كه اين ميانگين در نمونه 5.1 (51) pawn و در مطالعه Sherman , sherman نيز در آمپوته‌هاي غيرجنگي آمپوته هاي جنگي 3.5 (53) به دست آمده بود. (7).
در مقايسه ميانگين شدت و آزاردهندگي حس خيالي بين گروه زيرزانو و بالاي زانو، ميانگين ها در گروه زير زانو بيشتر بود كه اين شايد بدليل كوچك بودن جامعه مورد مطالعه باشد 91.2% از كل جمعيت مورد مطالعه در طول چهار هفته گذشته، وجود درد در اندام باقيمانده را گزارش كردند كه اين ميزان نسبت به مطالعات قبلي بيشتر بود . در مطالعه Petti در 2005 ، درد در اندام باقي مانده 67% از كل 70.5% از كل افراد گزارش Ehde جمعيت بود و در نمونه نيز ميزان درد در اندام Smith شد (3و1). در مطالعه بود . البته حجم نمونه Ehde باقي مانده، مشابه مطالعه نسبت به مطالعات ديگر كمتر بود .( 4) در مطالعه Smith حاضر، ميانگين شدت درد اندام باقي مانده، 50.38 و ميانگين آزاردهندگي آن 54.11 به دست آمد . در مطالعه ميزان درد اندام باق ي مانده به اندازه درد خيالي Ehde گزارش شده بود و 1.3 اين افراد (33% ) درد اندام باقي مانده خود را به شدت آ زاردهنده توصيف كرده بودند(3). در مقايسه بين دو گروه مطالعه، تمامي افراد قطع بالاي زانو، درد در اندام باقي مانده خود را طي 4 هفته گذشته تجربه كرده بودند اما 9% از افراد قطع زيرزانو هيچ گونه دردي در اندام باقي مانده خود نداشتند. ميانگين شدت و آزاردهندگي درد اندام باقي مانده در گروه زيرزانو بيشتر از گروه بالاي زانو بود. نتايج نشان مي‌دهد كه دردهاي مزمن ناشي از قطع اندام تنها به اندام قطع شده محدود نمي‌شود به طوري كه 98.2 جمعيت مورد مطالعه، درد در پنجه يا ساق مقابل خود را طي 4 هفته گذشته گزارش كردند كه ميزان شدت آن 53.69 بود. در مطالعه Ephraim نيز، بيش از نيمي از آمپوته هاي يك طرفه، درد اندام مقابل را گزارش كردند (3). هر چقدر كه مدت زمان بيشتري از قطع اندام مي‌گذرد، ميزان شيوع درد در اندام مقابل هم بيشتر مي‌شود. رابطه بين زمان قطع اندام با درد اندام مقابل، شايد بخاطر اعمال نيروهاي مكانيكي بيشتر بر اندام مقابل باشد نكته جالب توجه اين كه، سن و علت قطع اندام نمي‌تواند عامل تعيين كننده‌اي بر درد اندام مقابل باشد(1). ميانگين شدت و آزاردهندگي درد اندام مقابل در گروه زير زانو، نسبت به بالا ي زانو بترتيب 1.34 و 1.49 برابر، گزارش شد. شايد علت درد در اندام مقابل، همان طور كه در مطالعه Ephraim ذكر شده بود، بيشتر شدن لود اعمالي بر اندام مقابل باشد(1).
در مطالعه Ebrahimzadeh به روي افراد قطع از مچ و پنجه در مطالعه ناشي از جنگ، مشاهد هشد كه در د زانو در اندام سالم 33.3% بوده است كه اين مي‌تواند بدليل تخريب پيش رونده زانوي سمت مقابل باشد. بنابر اين طبق نتايج اين مطالعه و مطالعات مشابه ديگر معمولاً درد در زانو و پنجه و ساق اندام مقابل وجود دارد و اين به معناي آن است كه بيشتر لودهاي بيومكانيكي جبراني بر زانوي مقابل اندام قطع شده، اعمال مي‌گردد. توضيح ديگر، اين كه زماني كه افراد مي‌ايستند، براي دوري از ناراحتي هاي اندام قطع شده يا هرگونه ناراحتي در كمر، دائماً پاسچر خود را به سمت مقابل، منتقل مي‌كنند كه اين خود مي‌تواند، علت ديگري براي درد بيشتر اندام مقابل باشد .( 2) لذا هر چقدر كه سطح قطع عضو بالاتر باشد، ميزان انتقال لودهاي بيومكانيكي به سمت اندام مقابل، بيشتر خواهدشد كه سبب بالاتربودن ميانگين، شيوع، شدت و آزاردهندگي درد اندام مقابل مي‌گردد اما در مطالعه حاضر چنين نتيجه‌اي حاصل نشد كه شايد به دليل كوچك بودن جامعه مورد مطالعه باشد.كمردرد نيز كيفيت زندگي و قابليت عملكردي افراد را تحت تاثير قرار مي‌دهد .(2) در اين تحقيق 88.2% از جمعيت مطالعه، تجربه كمر درد را در 4 هفته گذشته داشته اند که مطابق با نتيجه مطالعه Smith و همکارانش بود.(4) شيوع كمر درد همراه با قطع اندام تحتاني، به عوامل مختلفي شامل، سطح قطع عضو، اختلاف طول اندام، متغيرهاي بيومكانيكي جبراني، نوع و كيفيت پروتز، آتروني عضلاني و استفاده از وسائل كمكي مختلف جهت راه رفتن نظير عصا يا واكرها، بستگي دارد .(2)
در مطالعه Ehde بيش از نيمي از نمونه ها (% 52 ) از مشكلات كمر درد شكايت داشتند كه نسبت به مطالعه پيشين محقق با نمونه‌اي ديگر، ميزان كمر درد كمتر (% 71 ) بوده است.(3).
در مطالعه Ephraim نيز، شيوع كمر درد در آمپوته هاي اندام تحتاني، 2.2 بيشتر از ميزان كمر درد در جمعيت آمريكايي غيرآمپوته گزار ش شد (1).
Kulkarini و همكارانش دريافتند كه 81% افراد قطع بالاي زانو و 62% افراد زيرزانو، كمر درد را در چهار هفته گذشته تجربه کرده اند (8).
در مطالعه Ebrahimzadeh و همكارانش نيز، روي جانبازان قطع از مچ و پنجه، ميزان كمر درد 4.44% در جمعيت مشخص شد (2).
Smith و همکارانش دريافتند كه شيوع كمر درد در آمپوته هاي بالاي زانو بيشتر از آمپوته هاي زير زانو است .(4) اما در مطالعه Ephraim تفاوتي در شيوع كمر درد ميان دو گروه مشاهده نشد.(1) در مطالعه حاضر نيز تفاوت معني داري بين گروه بالاي زانو و زيرزانو مشاهده نشده بود . عملكرد نامتقارن عضلات پاسچرال بزرگ مانند پسوآس ماژور، خصوصاً در صورت وجود زانو درد، سبب افزايش احتمال كمر درد در افراد قطع عضو شود.(2).

نتيجه گيري
طبق نتايج مطالعه حاضر، بيشترين دردهايي كه در قطع اندام تحتاني ديده مي‌شود، شود به ترتيب حس خيالي، درد در اندام باقي مانده، درد اندام سمت مقابل و كمردرد و درد اندام خيالي بود كه در اين ميان بجز شيوع حس خيالي، بقيه مقادير در گروه زير زانو بيشتر بود. كه احتمالاً به دليل بزرگتربودن جامعه زيرزانو بوده است. بطور كلي، دردهاي مزمن، صرف نظر از زمان قطع عضو، شيوع زيادي بين افراد قطع اندام دارد. عوامل متعددي بر شدت و ميزان آزاردهندگي دردهاي ناشي از قطع اندام تأثير دارند، اما عمدتاً مكان درد متفاوت است. يكي از محدوديت هاي اين مطالعه كوچك بودن جامعه مورد مطالعه (34=n) بود. بنابراين مطالعات بيشتري بايد در زمينه دردهاي مزمن ثانويه ناشي از قطع عضو با نمونه هاي بزرگتر انجام شود . البته تأثير اين دردها بر كيفيت زندگي و قابليت هاي عملكردي افراد، شامل عملكردهاي روحي و تفريحي، مورد بررسي و توجه قرار گيرد. هم چنين در تحقيقات بايد به عوامل فيزيولوژيكي، بيومكانيكي و روحي كه مي‌تواند سبب ناتواني هر چه بيشتر افراد قطع عضو شود، توجه گردد. تشكر و قدرداني اين مطالعه با همكاري صميمانه بنياد شهيد و امور ايثارگران و جانبازان استان گلستان انجام شد كه كمال تشكر از ايشان به عمل مي‌آيد

منابع
1 – Ephraim Patti, Wegener Steph., phantom pain, Residual limb pain, and Back pain in Amputees: Results at a National Survey, Arch phys med Rehabilitation, 2005, 86:1910-1919.
2 – Ebrahimzadeh Mohammad, Rajabi Mohammad, Long – Term out comes at Patients undergoing war- related Amputations of the foot and Ankle, Journal of foot & Ankle surgery, 2007, 46: 429-433.
3 – Ehde Dawn. Czernieki Joseph. chronic phantom sensations, phantom pain. Residual limb pain and other Regional Pain after lower limb Amputation, Arch phys meal Rehabil, 2000, 81: 1039 – 1044.
4 – Smith pc, Ehd pm, Legro mw, Reiber coe, Boone jel Agila M. Phantom limb, residual limb and back pain after lower Extremity amputations. clin orthop Relab 1999, 361 : 29-38.
5 – Boone David Alan, Coleman kimlisa, Use of the Prosthesis Evaluation questionnaire (PEQ), JPO,2006, 18:68-70.
6 – Aboutons MB, Baker sp, Wartime civilian injuries: epidemiology and intervention strategies. J. trauma, 1997, 43:719-726.
7 – Sherman Ra, Sherman c. A comparison at phantom sensations among amputees whose amputations were of civilian and military origins. Pain j., 1985, 21:91-97.
8 – Korver Aj. Injuries of the lower limbs caused by antipersonnel mines, the experience at the international comm. He at the Red crols. Injury, 1996, 27:477-479.
9 – Legro M.W, Reiber G.D, Smith D.G, Aguila M.D, Larsen J, Boone D. Prosthesis evaluation questionnaire for persons with lower limb amputations: assenting prosthesis-related quality of life
10 – Hirsh A.T, Dillworth T.M, Ehde D.M,. Jensen M.P. Sex Differences in Pain and Psychological Functioning in Persons with Limb Loss. The Journal of Pain, 2010, 11(1):79-86.
11 – Kratz A, Williams R.M, Turner A.P, Raichle K.A, Smith D.G, Ehde D. Tolump or to split?comparing individuals with traumatic and nontraumatic limb loss in the first year after amputation. Rehabilitation psychology. 2010, 55(2):126-138.
12. Zidarov D., Swainnie B., Gagnon C.G., Quality of life of persons with lower limb amputation during rehabilitation and at 3-month follow-up. Archives of physical medicin and rehabilitation, 2009, 90(4):634-645.
13. Giannoudis P.V., Harwood P.J.,Kontakis G.,Allami M., Macdonald D., Kay S.P., Kind P., Long-term quality of ife in trauma pationts following the full spectrum of tibial injery ( fasciotomy, closed fracture, grade lllb/lllc open fracture and amputation). Injury, 2009, 40(2): 213 – 219.

منبع: مجله‌ي علمي- پژوهشي طب جانباز سال دوم، شماره هفتم (بهار 1389)
—————
نويسندگان: حسين حقيقي 1، رقيه باي 2
1 – پزشك عمومي، معاونت بهداشت و درمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان گلستان،
2 – كارشناس ارشد ارتز- پروتز بنياد شهيد و امور ايثارگران استان گلستان

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 2 =